
يه چيزي جلوتر از توسعه
این مطلب چند ماه پیش در یاهو سیصد و شصت نوشته شد که نامه ها، تلفن ها ، اس ام اس ها از طرف طرفداران و اسرار شخص مصاحبه شونده برای پـــخـــش زنـــدۀ مجــددِ (!!!!) این مصاحبه ما را بر آن داشت تا بعد از رایزنی های مختلف با بسیاری ارگانها و طی جلسات متمادی و تحقیقات زیاد تصمیم به پخــــش زنــــدۀ مجـــددِ(!!!!) این مصاحبه بگیریم. هر چند در این راه مشکلات بسیار وجود داشت اعم از فشار غرب از چین، فشار روسیه از اروپا، فشار آمریکا (مرگ ب...) از شرق وبرخی کشورهای حوزه خلیج فارس مانند بقیه اعضای 1+5 (انگلیس ،فرانسه و اون یکی هم آلمان) و...
به هر صورت دوباره گذاشتیم دیگه خواه پند کن خواه ملال کن
حاضر؟؟
3
2
.
.
يه چيزي جلوتر از توسعه
هما نطور که همه مي دونيم کشور سربلند و قدرتمند و عزيزمون تا چند سال ديگه بر قله رفيع اقتدار دنيا مي شينه. يعني يه جورايی مي شيم ابر قدرت جهاني. مرگ بر ... واي ببخشيد. عادت شده ديگه...
.
داشتم مي گفتم داريم از همه لحاظ پيشرفت مي کنيم.
.
مثلا از نظر اقتصادي (چه توليد خالص چه توليد با نخاله ، چه در افزايش ميزان غير نفتي صادرات ، سپه ، بسيجيان.....)
.
یا مثلا از نظر فرهنگي ( که ارتباط مستقيم با کرکره روزنامه ها داره، یا مجوز فیلم ها)
.
یااجتماعي ( جغرافي، تاريخ، مدني، املا )
.
و یا از نظر سيیییاسي که چون فضاش کلاّ تنش زدايی شدست ديگه من حاشيه سازي نمي کنم که منافع و امنيت ملي با مخاطره مواجه بشه" شکر که همه چيز بر وفق مراده "
و غيرووووووووووو
.
و از نظر"علم " ( چه پژوهشي چه فناوري چه توليد علم چه توسعه دانشگاه ها تو زير زمين ها به سر کردگي دانشمندان زير 16 سال و غيره)
.
بله يکي از زمینه هایی که پيشرفت کرديم و داريم مي کنيم و تا چند سال آينده آخرش مي شيم زمینه علميه که وقتي آخرش شديم دَهن مَهن همه ي اينايي که هي کلاس علمشون رو برامون مي ذارنو سِرویـــ ... لا اله...
.
بله وقتي آخرش شديم ديگه ما لازم نيست زبان بخونيم چون زبان، خودش ما رو می خونه، نه ببخشید يعني بقيه زبان مارو ياد می گيرن که به علممون دست پيدا کنن اونم تازه باید از خودمون اجازه بگیرن. حالا هي اونا اجازه بگیرن ما اجازه نديم هي التماس کنن ما نــــــــــــاز کنيم. عجب حالي کنيماااا.....
.
به هر صورت اين حساسيات و اين عقده ها ما را بران داشت که بريم سر اين موضوع. به همين خاطرخيلي تلاش کرديمـــــــا. درادامه نظر شما رو به چيزايي که جمع کرديم جلب مي کنم:
.
با رشد علم توی کشور، داره سن دانشمندامون مياد پايين، یعنی با يه حساب سرانگشتي مي بينيم که الان که سن برو بچ هسته اي دور و بر شونزده مي زنه خوب تا رسيدن به افق چشم انداز با دانشمندان گوگولي مگولي مواجه خواهيم بود . تنها دغدغه مسئولين در مورد مذکور اينه که بعد از رسيدن به "اون افقه" بعدش چه کار کنيم چون برآوردهاي صورت گرفته حاکي ازونه که پس از چندي که از دوران شکوفايي گذشت با مشکل منفي شدن سن دانشمندان مواجه خواهيم بود. زياد نترسين چون ما خودمون اول ترسيديم بعد برامون عادي شد و نترسيديم. اون موقع که ترسيديم رفتيم سراغ يه مقام بلند پايه و براش يه سري نمومه سوال طرح کرديم و گفتيم با حل اينا به مردم براي خارج شدن از ترس کمک کنيد و ايشان در مصاحبه با واحد مرکز ِ خبر ايـــنا با اشاره به اينکه بابا این که ترس نداره (با يه نيمچه لبخند خفن) شروع کردند: "مردم نبابد از چيزي بترسند چون جرات اين مردم رو هيچ کي نداره و نگران نباشن چون بازهم مي گم هيچ کي هيچ کاري نمي تونه بکنه، اگه هم کرد فداي سر ملت شرَ َ َ َف ف (تازه اولشه ترس نداره) که اگه بخوان از الان بترسن که بابــــــــا..........بي خيال من باورم نميشه کسي بترسه مگه چیه!!!! "
.
- از ايشان پرسيديم آقا سن دانشمندا بعد از رسيدن به يک و صفرتکليفش چي مي شه؟؟
اين مقام آگاه که از ما خواست به خاطر رعايت بازي جوانمردانه و شکسته بندي ايشان اسمشون رو بپيچونيم ادامه داد: "براي اينکه در ساليان بعد از چشم انداز با اين مشکل که دانشمندان سن علميشان به زير یک مي رسد مواجه نشيم، دانشمندان يه بخش ديگه مون دارن يه قرصايي اختراع مي کنن."
ايشان که یه دفعه قاطی کردند گفتند: "خوب بابا اگه اين کارو نمي کرديم کم کم بايد يه راه پيدا مي کرديم که با دانشمنداني که در شکم مادر به سر مي برند ارتباط برقرار کنيم. البته اين هم مشکل يه دوره کوتاهه که مي شه باش کنار آمد. حالا مشکل سالاي بعدش رو ديگه خودتون حدس بزنيد. پس ما به اين قرصا نيازداريم. و در تکنولوژيش هم خودکفائيم. "
وی که در تمام مدت مصاحبه به خاطر خاکي بودنشان دو سه تا جک با حال هم برامون تعريف کردند، با چشماني پر اشک ز فرط خنده افزود: " دراين جا جا داره از مقام شامخ مادران دانشمندان قدرداني به عمل بيارم که هم روحيه بگيرند و هم ما نشون بديم به حقوق بانوان فکر مي کنيم و جا داره از مادر خودم هم تشکر کنم که من "هر کاره" اي شدم،به خاطر زحمتا و تو سري هاي اونه. "
البته اين مقام خفن درمورد ابهاماتي که درين پروژه وجود داره هم يه چيزايي گفتن، مثلا اينکه قرصا رو اصلا چه جوري و کي بايد استفاده کنه. ایشان اضافه گفتند: "جواب اين ابهامات و يه خبر توپ ديگه رو به زودي تو پخش مستقيم فوتبال استقلال يا پرسپوليس خواهم گفت."
.
اون گفت: "الان مسئله فقط اينه که تو بازيه کدوماشون بگيم (بازيه پيروزي يا استقلال)؟ البته از بعضي مقامات بلند پايه رسيده که بزاريم تو دااربيه اس اس پيروزي بگیم که هم روي هر کي کار شکني مي کنه کم بشه هم جواب هوادارا رو بديم. اما يه مقام ديگه هم گفته خطرناکه حسن... چون ممکن تماشاچيا هيجاني بشن و از طرف ديگه گفته که ما مي خوایم بازي رو با خیال راحت ببينيم حالا ببين شماها مي ذارين. "
.
اين مقام مملکتي درپاسخ به سوال ما مبني بر ناراختي جوونا از وضع موجود و کمبود آزادي گفت: "ما معني آزادي هستيم، ما خود آزادي هستيم، اصلا کي گفته ما با دانشجو بديم، هــــــــــــــــــــــا؟ ما دانشجو مي پرستيم، اصلا تو کابينمون هم پر دانشجويه، ما اصلا زندان نداريم، اصلا کي گفته ما جرات نمي کنيم تو دانشگاه ها سخنراني کنيم، ديديت که سخنراني هم ميکنيم، هم تو وهم بيرون، کي گفته ما نمي زاريم هردانشجويي با هر دیدگاه و گرایشی تو سخنراني هامون بيان، اصلا ديديد که تو اين جور سخنراني هاي من مهمونا گزينشي انتخاب شن؟ يا تا حالا شد ه سوالاي دانشجوهاي عزيزم از آبکش رد شده باشه؟ نديديد ديگـــــــــــــــــــــه"
.
سپس در آخر وقتي به ايشون گفتيم حرف آخرشونو بزنن ايشون با طرح اين سوال که "آقا کي پخش مي شه" ادامه دادند: " در آخر سلامي هم دارم به تمام منتقدين که مي خوام بشون جايزه بدم و از همين جا تمام سرررران کشوراي ديگه رو دعوت ميکنم که بيان هينجا برای سخنرانی و اگه روزه بودن افطار هم در خدمتشون باشيم و بعد ازافطار هم برن تو مدارس و صفهاي نانوايي سخنررراني کنند. البته اين موقع هم اين دو جا خلوت تره و هم بهتره و باز من هينجا مي گم حق با ماست، حتي اگر خلافش ثابت بشه که اونم مي دونين که هيچکي هيچيو نمي تونه به ما ثابت کنه."
.
.
.
پایان مصاحبه ... ا ُه
.
.
بله تموم شد اما وقتي اين مسئول داشت مي رفت ديدن داشت چون ما داشتيم کتف و گردنامونو ماساژ مي داديم به خاطراينکه اين مسئول براي نشونن دادن خودموني بودنش با ما ها که داشتيم تست ها براش مي خونديم (نه منظورم سوال ها بود) يا پس گردني مي زد يا اگه حواسمون بود محکم و با خنده با کف دست می زد تو کمرمون.
.
جالب تر ازين (چون اين براي ما درد داشت) آره داشتم می گفتم جالب تر از اين، این رو براتون بگم که خود ايشون وقتي داشت مي رفت همش گيج و ويج قدم بر مي داشت اگه گفتيد چرا.... چون اولين بار بود به سوالاي يه نفر يه جواب غير تکراري داده بود.
.
...................................................................

دریاچه را دریا می گفتیم این برکه را چه نامیم؟!
مصدق ندانست چگونه به ایران خدمت کند.
کاش آنچنان که فریاد بر می آوریم
" انرژی هسته ای حق مسلم ماست "
کمی هم می اندیشیدیم
" دریای مازندران حق مسلم ماست "
و شاید مسلم تر از دیگری
.مصدق نفت را ملی کرد اما از خاکمان بر کسی باج نداد
اما این صنعت را در معامله به ناممان نکرد
آنروز خاک را نداد که نام بدست آرد آنروز بر این قصد نبود که خون دل خوردن دیگران را بر خود سند زند. آنروز بر این نبود که خود را اثبات کند. آنروز چشمی را کور نکرد که بر قرار بماند مژه ای. آنروز ...
.
آری شاید اشتباه بود کارش . چراکه باید مرز و بوم کوتاه می کرد تا ملی شود آنی که می گفت. شاید همه در اشتباهیم که گاز داریم و اما باز در پهناور مملکت ایرانیم ( هه شاید داشتن این دو با هم اشتباه ماست!!). درست این بود که نفت ملی شود و ایران را هم قطعه ای تفریق، گاز استخراخ شودو از ایران قطعه ای تقدیم. پس شادیم و بالیم به عزت که درین دیرگاه همین اصل نیز آموختیم که
.
.
"بدست می آوریم آنچه می خواهیم هر چند خاک را بهای آن کنیم!!"
.
.
پس دیر نیست چراکه هم ما هستیم و هم وجبی خاک باقیست، پس باز بدست خواهیم آورد ارمغانی دیگر با پیش کش وجب خاک باقی ازین خاک
.
پس باز فریاد بر می آوریم بدرود مازندران دریای ما و فریاد می زنیم آنچه را که داشتنش رعشه بر اندام انسان می زند. پس بدانید خواهیم داشت و می دانیم با آن حامی مظلومان می شویم.
.
پس تا خاک داریم آرزو را عیب نمی دانیم
.
پس
.
انرژی اتمی حق ماست چون فعلا وسعت سرزمین مان بیش و جمعیت مان بسار
m3hr.DAD

کاش آنچنان که فریاد بر می آوریم
" انرژی هسته ای حق مسلم ماست "
کمی هم می اندیشیدیم
" دریای مازندران حق مسلم ماست "
و شاید مسلم تر از دیگری
...................................................................
به امید روشنی
.
.
.
.
مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری
.
.


.

.

.

.
.
.
آزادی آزادی حق مسلم ماست
.
...................................................................
یکی از ما
تـمام مــــا
مدتی پیش در این محیط وبلاگ m3hr را ثبت کردم اما بخاطر درگیری زیاد در محیط 360 وقت نداشتم تا به فعالیت در این محیط بپردازم. جالب اینکه امشب بعد از مدتها هوای بلاگفا کردم. وقتی آمدم نه جایی خیس بود و نه بچه ای موجود. امیدوارم شروع و حرکتی موثر داشته باشم در این محیط. اما راستش خیلی دلم می خواد که بتونم به زندگیم هم بیشتر بپردازم.
به هر صورت شروع می کنم
به امید خدا
<< یا حق >>
m3hr.DAD