تبليغاتX
و اما مهر
و این وصیت من، قلمم و قلم .-._.-. آزادي را اگر نفس نشاید اما جستجویش را آري، شاید

بیائید خاتمی را خاتمی گون دوست داریم

مهرداد قربانی

Mehr.Ghorbani@yahoo.com

خاتمی، میرحسین، کروبی، انتخابات، احمدی نژاد، اصلاح طلبی و اصولگرایی از جمله بحث برانگیزترین کلماتی ست که این روزها در جمع ها و نشست های رسمی و غیر در حال بررسی عمیق و  یا سطحی قرار می گیرد و شاید از لحاظ کمی و آماری در روزهای حاضر و روزهای آینده ی منتهی به اواخر بهار، دیگر کمتر شاهد قرار گرفتن این کلمات در کنار هم باشیم.

زمستان گذشت و بهار و هشتاد و هشت فرا رسید.  زمستانی که  پر از انتظاری بود، برای شوری بزرگ و تحولی بهار گون. خاتمی آمد، میرحسین وارد صحنه گشت و خاتمی مردانه ایستاد  و جوانمردانه یاری گر باقی ماند.

آن روز که خاتمی وارد صحنه ی انتخابات گشت، امیدها نفس یافت و شورها برپا.  و آن روز که میرحسین آمد نیز، خاتمی مردانگی ثابت کرد و عهد را وفا. و حال میرحسینی آمده که خود خاتمی را بزرگ می داند و شهروند بودن را به  شهری در دولت او  افتخار خود عنوان می کند.

آنروز که خاتمی رقابت انتخاباتی را ترک گفت و ما سلامی دیگر بر او دادیم، به روشنی می دانستیم که بر گفته اش پابرجاست که روی در روی همراهان و همدردان خود به رقابت نخواهد پرداخت. او رفت و درس "ما" بودن داد.

حال روی سخن با ماست که همدردیم به راهی بودن در شبه راه، که اصلاح می خواهد به راه.  از آمدنش، ماندنش و یاری گری اش به مهر درس گیریم که او به یاری همراه شتافت. پس یار باشیم و بشناسیم یاران را، که یاری می خواهد اصلاح راه.  بشناسیم او را که خاتمی یار می خواند.

فکر می باید کرد که  اگر اعتقاد اینست که رأی یا خاتمی و یا هیچ، این یعنی جدایی از راه خاتمی که خود رأی می دهد به راه خاتمی و یاری گر ایران. که بسیار تلاش باید تا زنده شود ایران.

پس بازهم خاتمی را دوست بداریم خاتمی گون. یکی از ما تمام ما

۱۳۸۸/۱/۳۱

+[لینک پست] نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 9:42 بعد از ظهر  توسط مهرداد قربانی  | 


مـــــــهــــــر را از دیده دل بین و دیده دل را از روی مـــــــهــــــر باز کن