تبليغاتX
و اما مهر
و این وصیت من، قلمم و قلم .-._.-. آزادي را اگر نفس نشاید اما جستجویش را آري، شاید

به اشک و درد می نویسم این بار. اما نه آن درد که با باتوم کاشتید.

من چه پر دردم که شما در سرنوشتمان بودید.

Undated image from a video being widely circulated on the internet ...

 

اندیشه بند ناپذیرست

مهرداد قربانی

Mehr.Ghorbani@yahoo.com

1388/3/31 آخرین روز خرداد

به پا و تنم باتوم، همه تن کبود کردید

ننگ بر تمام تان که نام نیک «مهر» را به نقاب  مهروزی  آوردید و خود در زمره اش قرار دادید. ننگ بر شما

کمرها همه خم  از تلاش شان برای شکستن، زبان ها بریده  کردند و لب دوزیده و سوخته، دیگر ما را چه خواهید. بیا و این قلم را نیز به زور نا انسانی تان بشکنید، اما فکر می کن. نه، نه فکر را در شما جایی نیست. خود می گویم و فقط بدانید. بدانید فکر را نمی توانید کبود، زخمی، خم و شکسته  گردانید. فکر ما با اشارت مهرورزانه ی تان مسیر رشدتر می گیرد. بدان ای آنکه زور داری . اندیشه بند ناپذیر است.

و ای شمایی که در بندید. بند امروز نشان اندیشه تان است.  خوشا سعادت از اندیشمندیتان و ننگ برانان که اندیشمندان را مقابل قرار می دهند.

 

اندیشه بند ناپذیرست

 

و چون گذشته باز می گویم. فریاد از فریادتان فریاد. فریاد از فریادتان که بی داد مانده. و شما به آن زندانید که از مظلومیت ِ شما فریادش، بلندترین فریادهاست. آنجا که مظلومیت آزادیخواهان را فریاد می کند. که باید گفت ننگ بر من گر بند را بر زبان خواهم؛ که این نخواهید و بند بر پایتان است.

 

پـ.نـ: خرداد به پایان می رسد و باز آغازست این خرداد. گفته بودیم که ما خرداد را پرحادثه عادت داریم. ول نگوئیم که از حادثه تلخ شما خرسندیم. آخرین حادثه خردادماه از دروغ و خیانت بود بر حق. ما در این حادثه سر بالا داریم. و سبز می مانیم تا در این حادثه سبز گردد قامت مان.

 

 

به امید روشنی

یکی از ما تمام ما

 

به دلیل اشکال امروز بلاگفا این بلاگ رو توی سیصد و شصت هم ثبت کردم.

برای ثبت نظر می تونید اینجا کلیک کنید

 

+[لینک پست] نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 6:0 بعد از ظهر  توسط مهرداد قربانی  | 


مـــــــهــــــر را از دیده دل بین و دیده دل را از روی مـــــــهــــــر باز کن

به نام حق، به نفس حق، به حق ِ حق ِ حق.

مهرداد قربانی

Mehr.Ghorbani@yahoo.com

29/3/1388

بی شک اگر بودی، امروز بودت به نابودی آرزو و کمر بدان بسته می داشتند. آنانند که به نام دین، بر جان ها و تفکر و عقل و منطق ها مستولی گشتند و دین و اعتقاد را به بیراه بردند. فکرها را از تفکر شستند و مغزها را از فکر.

بی شک اگر بودی، تنگ ترت می بود این دنیا، که آن روز که بودی از نبود آن نالان بودی که امروز به نام آن حکمرانی می کنند و آن در زیر پا لگد می کنند.

بی شک اگر امروز بودی و لباس طرح حق و نفس باطل ها می دیدی، نبود ِ واقعت بیشتر می خواستی. که اویی نام حق می گوید و وصف تاری می کند، دیگران هم در صفش هیهات هیهات می کنند.

بی شک اگر امروز بودی تو سلمان رشدی دیگر نام می گرفتی.

به نامت ای شهید. یا شهید. یا شهید.

سلام بر علی شریعتی

و سلام بر امام عصر ارواحنا فداه که نامت نام مظلومی ست این روزها، هـــرچنــــد بر زبان ها جاری و در دعا بسیار.

خداوندا بینایی ده که بینم راهم را و روشنایی ده تا که یابم راه را و جسارت ده که بدان گام نهم ولو به تعییر راه.

 

به امید آگاهی

به امید روشنی

یکی از ما تمام ما

 mirhussein musavi , Election in Iran, تجمع اعتراض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری در تهران

 

+[لینک پست] نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 4:45 بعد از ظهر  توسط مهرداد قربانی  | 


مـــــــهــــــر را از دیده دل بین و دیده دل را از روی مـــــــهــــــر باز کن

 

این خار و خاشاک می دهدت بر باد

سبز می مانم تا در این حادثه سبز گردد قامت مان

27/3/1388

مهرداد قربانی

Mehr.Ghorbani@yahoo.com

اینجا ایران، صدای اعتراض، فریاد حق خواهی، صدای انسان هایی که ایرانند اما جزئی از خس و خاشاک نامیده می شوند.

تنش ها و درگیری های اخیر پیرو حوادث دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران در حالی ادامه دارد که عکس العمل ها و مواضع مختلفی را در مواجهه با آن شاهدیم. این در حالی ست که تمام این مواضع از سوی حاکمیت تفسیر به سوی خویش می گردد. چه آنجا که حضور مردمی که برای تغییر حاضر شدند، را حضور تائیدی برای خویش معنا می کنند و چه آنجا که دنیا را دروغ پرداز می دانند که حق کشی را محکوم می کنند. بسیار است ازین دست اما آنجا که می گویند این مسئله ایست داخلی و درون خانواده ای و بعد درون این خانواده در می بنند و چماق و تفنگ به جان ها می کشند، بیش از آنکه می شود به خانواده ستیزی و ایرانی ستیزی این جماعت ایمان می آورم.

تعجب برانگیز اینکه در باب این حوادث می توان گفت که حالت حاضر تنها به خواست دولت و حاکمیت است. چراکه نیروی عظیم ملی و حق خواهی مردمی تنها و تنها به دلیل عدم مدیریت هدفمند رو به تقلیل است. حرکات، نظرات و برنامه های اصطکاکی و فرسایشی که در حال حاضر مشاهده می شود بیش از آنکه به هدفی مثبت منجر گردد به  آن می نماید که بیشتر در جهت خواست متهمین و شاید محکومان این ماجرا در حال انجام است و این حرارت کم کم روبه افول.

شاید نظر فوق کمی دور از واقع باشد اما تذکر آن شاید لازم است. حال که بیداری عمومی، آگاهی نسبت به اتفاقات اخیر ِ واقع و جسارت فریاد مطالبه ی حق تضییع شده، در جامعه رو به گسترش است، لازم است این نیرو به سویی مثبت در جهت خواست اکثریت اجتماع سوق داده شود. این اتحاد و این حرکت به سوی خواست مردم تنها با حمایت و حرکت آنان که مورد حمایت مردمند قایل تحقق است. سرعت در اتخاذ تصمیم بر مبنای انرژی موجود و اطلاع رسانی با شیوه های لازم از مواردیست که می بایست مورد توجه بسیار قرار گیرد.

در حال حاضر که با فقر اطلاع رسانی و شاید عدم وجود آن مواجه ایم و معدود رسانه های موجود در محدودیت کامل قرار دارند، می بایست برای این مسئله راهکاری عملی مشخص گردد. وضع موجود به بروز شایعات و شکل گیری مدیریت های خودسر در اجتماعات منجر می گردد. که این خود به تقلیل نیروها و خستگی می انجامد.

و بسیار ناگفته ها که در ضمیر گفته اند. پس تا به انجام امیدست به بی فرجام اجازه ندهیم.

آنانکه خس می نامندمان و خاشاک بدانند که با ایرانی پر از خس و خاشاک و کمی غیر آن مواجه اند.

.

آنانکه خس می نامندمان و خاشاک بدانند که با ایرانی پر از خس و خاشاک و کمی غیر آن مواجه اند.

.

دوستان لطفا آخرین اخبار موثق خود را در [این لینک] با منبع ثبت و برای اطلاع از دیگر اخبار که دوستان ثبت کردند به همان لینک مراجعه کنید.

.

 

 

 

.

http://files.myopera.com/parsdl/albums/748178/090615183258_injuries5.jpg

 

 یکی از ما تمام ما 

+[لینک پست] نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 12:52 بعد از ظهر  توسط مهرداد قربانی  | 


مـــــــهــــــر را از دیده دل بین و دیده دل را از روی مـــــــهــــــر باز کن

آنروز در روز چهاردم خرداد [در اینجا] گفتم که این وضعیت را برای امنیت کشور خطر آفرین می دانم.

.

24/3/1388

بسم الرب الحق

از شبه حماسه 22 خرداد تا حادثه 23 خرداد

آن حادثه خیز، حادثه سازتر می شود

الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم

.

و آنان که به نام دین، بر جان ها و تفکر و عقل و منطق ها مستولی گشتند و دین و اعتقاد را به بیراه بردند. فکرها را از تفکر شستند و مغزها را از فکر.

.

روز انتخابات ریاست جمهوری دهم هم گذشت و حضوری فراگیر صورت گرفت. اما حضور مردم در بیست و سه خرداد حضور بیست و دو خرداد را به حاشیه راند. این روز نیز در صف هجده تیرها ثبت و ادامه دار گشت. گویند حضورمان بازی بود و ازین بازیچه گشتن پشیمانیم. گویم این حضور بود که اینچنین بدیهی و روشن نشان داد پای ها بر گردن حقوق. آیا این همان حماسه بیست و دوم خرداد بود که می گفتند؟ چه حماسه ستایی کردند که به حادثه ی بیست و سوم خرداد، جوانان را به شادی شبه حماسه ای بس خواب گون، قربانی کردند. این حماسه ای که گفتند را، که پدید آورد؟ آنان که آمدند تا دیگری رود؟ آنان که برای آن آمدند تا نه بگویند، اما قدم شان برای تثبیت خود شماره کردند؟ که گر منتخب ملت هستید، ملت عزیز دارید، که عزیز به زخم و زنجیر و باتوم نیست.

.

آنان که در اقلیت بودند و از نفس اکثریت در عذاب، امروز رأی کمترشان را بارنگ تر دیده اند و حال تمام قدرت ها را پشت سر گذاشته و از تمام ابزارها برای سرکوب و فشار استفاده می کنند. آنوقت که شهروندی می ببیند که شهروندی دیگر در هر حدی، فقط و فقط بواسطه ی ظاهر نزدیک به ظاهر آنها می تواند بر زن ها و کودکان و مردان جامعه چوب و چماق کشد، چه انتظاری ست از مردم برای آرامش و سکوت.

وای ازین روزها. وای از امروز که لازمه ی قدرت تنها فریاد نام گروهی و فحاشی به گروه دیگرست. که دیگر نه نام مسئول و نه نام ناظم با معناست. وای از آنان که نام خدا بر زبان دارند و به ستیز با خدا و خلق او هستند. وای از آنان که نام ناموس داری دارند و زنجیر و باتوم بر ناموس ها می کوبند. و  ای وای از امروز که با فریاد انا الحق، حق لگد می کنند.

.

و این همه ی آنانی که آمدند و نه گفتند و نه هایشان آری بازخوان شد.

.

و سوالی به بزرگی جمهوریت و اسلامیت در جوابی به پهنای اقتدار این روزها.

.

.

پـ.نـ: فراموش نکنیم که تفاوت را حفظ کنیم. که گر به غیر از فکر و منطق عمل کنیم، با انان که دور از اینان می دانیم شان، تفاوت مان چیست. والله يحب الصابرين. و ان الله مع الصابرین

به امید روشنی. یکی از ما تمام ما

 

 

 

درگیری 23 خرداد

 

حمله به حامیان موسوی

 

+[لینک پست] نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 6:15 بعد از ظهر  توسط مهرداد قربانی  | 


مـــــــهــــــر را از دیده دل بین و دیده دل را از روی مـــــــهــــــر باز کن