سعید حجاریان را آزاد کنید.
سعید جان زنده بمان که جای اندیشه ات امن است.
جسمش را خواهید کشت. با اندیشه اش در تمام من چه می کنید؟
مهرداد قربانی
1388/4/11
من سعیدم. همان حجاریان. مصطفی منم. همان تاج زاده. من محمد علی ام. همان ابطحی. من اینجایم. من سبز رویشم. مرا برچینید تا که نوتر رویم. نخواهید توانست که ریشه ام تبر زنید، چه رسد که از جا بکنید.
ما سعیدیم. ما مصطفی ها هستیم. محمد علی ها مائیم. ما تمام ایرانیم. ما سبز رویشیم. جنگلی پهناوریم. به پهنای تمام ایرانی که برای تمام ایرانیان است. ما سبز رویشیم.
به یاد تمام عزیزان در بند.
به امید ما
به امید روشنی
یکی از ما تمام ما
ما امامیم
ما امت هر کدام یک امامیم. زود اقتدا کنید. بسم الله
این بار قطره نیستیم بهر موج. ما هر کدام دریائیم.
مهرداد قربانی
10/4/1388
این روزها تفاوت ها مشهود شده اند. جامعه ی ایرانی که معمولا عقیده اش را در یک پوسته رفتاری از نگاه دیگران نگاه می دارد، امروز در شرایطی قرار دارد که تشنه ی آنست که موجباتی فراهم آید و این ایده را پرده گشایی کند و به رخ شهروندان کشاند. پراکه علاوه بر آنکه آن را زیبا و متعالی و نزدیک به حق می داند، این بار عمیقا به این حس رسیده است که این درد، در بین بسیار مردم مشترک ست. او ازینکه دیگری موضع بر حقش را ببیند عبا ندارد و بدان می بالد.
امروز ِ ایران با همیشه متفاوت است چون تمام ادوار آن. اما این تفاوت علاوه بر تمام موارد منوط به زمان و گذر آن به جسارت و حس حق خواهی مردم در کنار سطح بالایی از آگاهی نسبت به ادوار قبل نیز باز می گردد. دوره هایی که شاید همانطور که بسیار بر زبان ها جاری ست، مردمان بر اثر شوری گذرا و قرار گرفتن در محیط هیجان برانگیز تن به بسیار عمل های سنجیده و شاید غیر داده اند.
امروز، آن روز نیست که امام خمینی در مسیری به طول کسری از قرن افتاد و در آن امام شد. امروز ما همان مردیم با همان دل ها اما با نگاهی دیگر. امروز می دانیم چه می خواهیم. امروز باید بدانیم. او امام بود و تنها منبری و بعد نامه ای و پیامی و اطلاعیه ای با برد کم. اما امروز هر کدام از ما به بسیار بیش از آنچه آن امام دسترسی می داشت، داریم. هرچند که قطع کنند ارتباط را. اما چون خواست ماست، توانمان خواهد شد. پس براین اندیشیم که راه شناسیم و به بی راه نه. چراکه ادعایی بزرگ کردیم. که می خواهیم بدانیم و می دانیم حدودی. پس دیده باز نگاه داریم به راه و امام باشیم.
این بار قطره نیستیم بهر موج. ما هر کدام دریائیم. که دریا خیل قطره هاست. حال بگیرند رسانه ها و بشکنند دست و پاها و بدوزند لب ها و بـِبُرند زبان ها و ببند نفس ها و بگیرند جان ها و بشکنند قلم ها را و سیاه کنند سبزی ها را. اما این اندیشه ی من است که با اعمال شان اوج می گیرد. قلموی رنگ سیاه چرک آلودشان، روح سبز اندیشه ام بر بام آسمان را رنگ نخواهد کرد. شما جسمید و آن روحانی اندیشه. شما بر اندیشه ام ضرب نخواهید توانست. ما امت هر کدام یک امامیم. زود اقتدا کنید. بسم الله
به امید ما
به امید روشنی
یکی از ما تمام ما

پـ.نـ.1: اس ام اس وصل شده
به نظرم تحریم به دو دلیل درست نیست:
1- واقعا نیازمندیم به چنین وسیله ای برای اطلاع رسانی
2- اگر قرار به تحریم اس ام اس باشه، پیام های موسوی و کروبی کمتر و قابل پیگیری تر از زمانی که همه گیر باشد، خواهد بود.
زمان برای این تحریم هست. می توان در زمانی مناسب با اطلاع رسانی ِ رسمی بدان مبادرت ورزید.
پـ.نـ.2: می خواستم در مورد 18 تیر بنویسم که بعد موکول می کنم.
پـ.نـ.3: امیدوارم همه چیز به خیر منجر بشه. نه به اون معنای سنتی ختم به خیر که بیشتر به تموم شدن قائله می نماید، بلکه ان شاء الله، به خیری برسیم که خیر باشد.
مدت ٢١ دقيقه، حجم نزديك يك مگ
خلاصه مطلب:
نشریات و بالاخص روزنامه های اصلاح طلب در صفحه اول خود بیش از پیش از رنگ سبز استفاده کنند. تا هر شهروند با در دست گرفتن یک روزنامه اصلاح طلب فریاد زند که این نوار سبزی ست بر دستانم. به این طریق موج سبز میرحسین توانی مضاعف خواهد گرفت و اتحاد و امید زنده خواهد ماند. برای روزنامه ها نیز مفید خواهد بود. توضیح تکمیلی در ادامه مطب. توجه کنید که این مطلب نمی تواند در جراید منعکس شود. پس رسانه باز هم مائیم. با نشر این مطلب و یا معرفی آن، در رسیدن این پیشنهاد به گوش همه یاری کنید.

یک پیشنهاد از یک جوان اطلاح طلب، نیم به نشریات و نیم به خودمان
مهرداد قربانی
1388/4/9
روزهای سختی ست و البته متفاوت و غریب.
امروز فریاد بزرگی خدا، رنگ مقدس سبز و نام زیبای میرحسین موسوی از جمله اتهامات جدیدی ست که از اتهام به جرم هایی چون اقدام علیه امنیت ملی و... پیشی گرفته و امروز جرم تر محسوب می شود. هرچند که ملت و ملی این روزها بسیار به جای دولت و حاکمیت نام برده می شوند و هرجا که اقتضا باشد _و این روزها تقریبا همه جا_ به جای دولت و حاکمیت از مردم و ملت استفاده می کنند.
وای از امروز که اگر دیروزتر می گفتند که فرداها مچ بند سبز به در بند شدن یا خرد گشتن دست ها منجر می گردد، چه عجب ها را بر می انگیخت! و حال این همان فردای عجب آلود است و رنگ سبز را نه اتهام که جرم می گویند.
با توجه به اتفاقات اخیر و با مشاهده ی روند در حال پیگیری از سوی دولت، می بینیم که استفاده از رنگ سبز در جامعه بسیار وجهه ی جرم گون از نگاه آنان و فریاد معترضانه از سوی ما تلقی می گردد. بی شک چنین حساسیتی از بزرگی و تاثیر گذاری آن نشان دارد و امتداد این سبز مقدس که نماد حماسه گشت، باید از مهم ترین دغدغه های ما باشد.
به همین جهت اینجانب به عنوان یک ایرانی اصلاح طلب جوان از تمام هموطنانم تقاضا دارم در این امر با تدابیر نو و مثل همیشه تامل بر انگیز خود، این بدعت حسنه را زنده نگاه دارند و خود پیشنهاد دارم که نشریات نیز در این امر اقداماتی قوی تر به انجام رسانند.
با نگاهی به روزنامه های صبح ایران متوجه می شویم که تعدادی از روزنامه های اصلاح طلب باقی مانده در جمع کمتر از تعداد انگشتان دست روزنامه های اصلاح طلب ایران، در آرم و لوگوی روزنامه ی خود از رنگ سبز استفاده می کنند. بنده پیشنهاد می کنم که روزنامه های اصلاح طلب در جهت توضیحات فوق در طراحی صفحه ی اول روزنامه از رنگ سبز بیشتر و به صورت مشهودتر استفاده کنند و شهروندان نیز که این روزها نمی توانند به واقع علاقمندی خود را به این رنگ و این حرکت به صورت گذشته نشان دهند، می توانند به تهیه ی روزنامه ای که به صورت گفته شده طراحی شده و تا کردن آن به صورتی که بالای صفحه ی اول معلوم است، با در دست گرفتن یک روزنامه ی اصلاح طلب در هر روز در خیابان و کوچه و برزن و وسیله نقلیه و محل کار این فریاد آرام را به تمام گوش های شنوا برساند و به این ترتیب امید به با هم بودن را زنده نگاه دارد.
این حرکت علاوه بر موارد فوق:
- کمکی خواهد بود به روزنامه های اصلاح طلب.
- روزنامه های اصلاح طلب در گیشه ها رخ نمایی بسیار خواهند داشت و شاید حتی فریاد مظلومیت شان باشد.
- نشانی خواهد بود بر اتحاد در جریان فکری اصلاحات ولو با وجود اختلاف نظرها.
- سبز، این رنگ آرامش، بار دیگر اثبات خواهد کرد آرمان آرام و طلح طلبانه ما را.
- و با این حرکت رنگ سرخ گاه گداری در تیترها رخ نمایی بیشتر خواهد داشت.
ما نخواهیم شکست. قامت مان خم می گردد اما شکست هرگز. تا به امروز می گفتیم، سبز می گردیم تا "در" این حادثه سبز گردد قامت مان. حال که امروز خرداد پر حادثه ی عادت مان نیز برفت تا همیشه می گوئیم. سبز ِ سبزیم تا "از" این حادثه سبز گردد قامت مان.
"این" حادثه "آن" نخواهد شد، چراکه نزدیک نگاهش می داریم.
به امید ما
به امید روشنی
یکی از ما تمام ما

فايل صوتي نطق موسوي و یک پیشنهاد
مدت ٢١ دقيقه، حجم نزديك يك مگ