نمازجمعه بیست و ششم تیر و مرحله جدید اعتراضات
مهرداد قربانی
28/4/1388
پس از گذشت دو روز از نمازجمعه ی بیست و ششم تیرماه به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی و پس از اتفاقات مهم دو روز اخیر از جمله حواشی حول انتخاب مشایی به عنوان معاون رئیس جمهور (در حالی که بسیاری این انتخاب را انتخابی جنجالی برای حاشیه سازی می دانند)، امروز هاشمی رفسنجانی به مناسبت اعیاد ماه مبارکه رجب و برای رایزنی با آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله صافی گلپایگانی به مشهد سفر کرد و سید محمد خاتمی با خانواده چند تن از بازداشت شدگان و اعضای شاخص مجمع روحانیون مبارز دیدار داشت.
سفر هاشمی رفسنجانی به مشهد، با نگاه به موضع منتقدانه آیت الله سید عزالدین زنجانی (بزرگترین مرجع تقلید مشهد)، آیت الله شیرازی، آیت الله موسوی خلخالی و اکثر علما و روحانیون مشهد به احمدی نژاد و و با در نظر گرفتن رابطه ی حسنه هاشمی با واعظ طبسی تولیت آستان قدس و با توجه به انتخاب رحیم مشایی پ که باعث حساسیت بسیار علما و روحانیون ست، به عنوان معاون اول احمدی نژاد، اهمیت بیشتر می یابد. هرچند که موضع منفی مکارم شیرازی و گلپایگانی نسبت به مشایی نیز مزید بر علت است.
در این بین دیدار سید محمد خاتمی با خانواده های بازداشت شدگان و سخنان جدید او در باب مشرعیت دولت از مهم ترین اخبار چند روز گذشته ست و بی شک در سیر حرکت اعتراضات موج سبز نقشی بسیار مهم را ایفا می کند.
با سفر هاشمی رفسنجانی به مشهد و سخنان امروز خاتمی در بین خانواده های بازداشت شدگان اخیر، پس از خطبه ها و اتفاقات نماز جمعه بیست و ششم تیر که باعث موضع گیری های بسیار شدید از جناج حامی احمدی نژاد شد، موج اعتراضات نسبت به نتیجه ی انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در ایران وارد مرحله ی جدیدی شد.
پـ.نـ: بخش هایی از سخنان خاتمی ( برداشت از سایت موج آزادی www.mowjcamp.com)
خاتمی در بین خانواده های بازداشت شدگان با اشاره به سخنان آیت الله هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه تهران گفت: «توصیههای آقای هاشمی حداقلهایی است كه میتواند فضای عمومی را تلطیف كرده و اعتماد از دست رفته را برگرداند و من در اینجا نكتهای را اضافه می كنم و به صراحت می گویم راه برونرفت از بحران فعلی، اتكا به ارای مردم و برگزاری رفراندوم قانونی است.
بایستی از مردم پرسید آیا وضعیت پیش آمده، مطلوب است واز آن راضی هستند؟ اگر اكثریت مردم این وضع را قبول داشته باشند، ما هم تسلیم هستیم.
من متاسفم كه باید بگویم در این موقعیت نه تنها جمهوریت نظام دچار چالش شده، بلكه اسلامیت نظام هم مورد خدشه قرارگرفته است.
اسلامیت نظام یعنی حاكم شدن عدالت و اخلاق در فضای عمومی جامعه كه متاسفانه این دو ركن از طرف بسیاری از نهادهای حاكم زیر سوال رفته است و با كمال تاسف باید گفت این مصیبت، بزرگتر از مصیبتی است كه بر اثر كشته شدن و دستگیری فرزندان این مرز و بوم بر این كشور وارد شده است.
بایستی اعتماد عمومی را به جامعه برگرداند. دوام نظم و تداوم پیشرفت كشور در گرو بازگرداندن اعتماد عمومی است. ما از ابتدا عنوان كردیم كه برای بازگرداندن این اعتماد راه قانونی وجود دارد و مورد توجه قرار نگرفت. اكنون هم به صراحت می گویم راه برونرفت از بحران فعلی، اتكا به آرای مردم و برگزاری رفراندوم قانونی است.»
به امید روشنی .. یکی از ما تمام ما
آقای هاشمی مسئله همین جاست.
مهرداد قربانی
26/4/1388
سلام آقای هاشمی رفسنجانی
من نیز خطبه های امروز شما را از میان جمعیت نمازگزاران روز بیست و ششم تیرماه هشتاد و هشت در جایگاه نماز جمعه دانشگاه تهران شنیدم. و باید بگویم که بسیاری از پیام های شما را دریافتم. حتی باید گفت پیام خطبه ی اول شما که طبق روال خطبه های نماز جمعه نمی بایست در مورد سیاست روز باشد را نیز دریافتم. موضوع بعثت رسول اکرم (ص) را عنوان کردید و به اجحافات واقع به ایشان 1.پس از مبعث تا پیروزی اسلام، 2.پیروزی اسلام تا روزهای منتهی به رحلت رسول و 3.روزهای آخر زندگی پیامبر اسلام و احساس تاسف و ناراحتی ایشان نسبت به فتنه ها، اشاره داشتید و گفتید که ایشان در حضور علی (ع) در قبرستان بقیع خطاب به شهدای خفته در آن قبرستان، وضعیت آن شهدا را نسبت به خویش و بازماندگان، به دلیل خیانت ها، فتنه ها ،بدعت ها و تفرقه ها بهتر دانستند. آری پیام خطبه اول به مراتب بلندتر از خطبه ی دوم بود.
1.صبر و شکیبایی پیامبر در روزها و سال های اول بعثت و توکل به خداوند، 2. برنامه ریزی، تلاش و ممارست سیاست مدارانه ی پیامبر و اصحابش 3.تلاش ایشان برای جذب مردم به اسلام و جذب نیروهای دیگر قبائل،ادیان و گرایشات، 4. سفارش پیامبر(ص) به علی (ع) برای احترام به نظر اکثریت 5.خستگی پیامبر از وضع موجود روزهای آخر زندگی شان و غبطه به حال آنان که در صدر اسلام بودند و همان روزها پرکشیدند و شاهد روزهای مذکور نبودند و اشاره به شهادت اما کاظم (ع) و تمام صبر و شکیبایی ایشان، از بسیار اشارات خطبه اول بود که بسیار پیام در آن نهفته ست.
در خطبه دوم. انتخابات، رسانه ها، نقد موضع صدا و سیما، نقد محدودیت رسانه ها، نقد دستگیری های اخیر، نقد خشونت و بالاخره دعوت به اتحاد و تبعیت از قانون از مهم ترین نکات خطبه هاتان بود.
اما جناب هاشمی؛ دعوت به چه می کنید و این خطابه ی دعوتی، خطاب به کیست؟ شما می گویید از تریبون نمازجمعه فقط فراجناحی سخن می رانید، اما اگر این می کنید، تا به کی باید خطبه های جناحی دیگر خطیبان جناج های دیگر را گوش فرا دهیم؟
جناب هاشمی؛ شما بهتر از ما می دانید، معترضان امروز بیشترین دانایی را نسبت به مدنیت و قانون مداری دارند و بهترین قانون مداران بوده و هستند. اما آقای رفسنجانی ما مجرمان قانون گرا با آن مجریان قانون شکن چه کنیم؟ شرح قانون کن برادر نه دعوت به قانون، چراکه قانون مان چون بسیاری آیات برای گوش مجریان غریب است.
جناب هاشمی؛ می بینید و محافظه کارید؟ و یا چشم برهم نهاده اید؟ امروز نمازگزاران را که الله اکبرگو به سمت خیابان های اصلی در حرکت بودند، دیدید که لباس شخصی ها و نیروی انتظامی به باتوم و گاز اشک آور و پرتاب سنگ پاسخ می گفتند؟ نه ندیدید. اما کنار من جوانی را به ضرب سنگ از پای درآوردند. اینست واعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا؟ اینکه جوانان وضودار را پس از آخرین نماز عمرشان که به جماعت خواندند و همان فریاد "واعتصموا بحبل الله" را برتافتند، نه به ضرب گلوله که به ضرب تکه سنگی، از پای در آورند؟ که هیهات ازین دولت انحصارطلب که حتی به تجهیزات خود نیز قانع نیست و حال که تا دندان مسلح است، باز از سنگ و چوب و چماق نیز مدد می جوید. که فردا نیز خواهند گفت که اغتشاشگران به ضرب سنگ جوانی را کشتند.
جناب هاشمی؛ در انتخابات قانونی مان مجریان قانون به بی قانونی رأی مان را تصرف کردند، حال شکوِه به که بریم از قانون؟ آقای رفسنجانی، قانـــــــــــــــــون در برابر چه؟ در برابر کودتاچیان؟ بیش از دو سال پیش وقتی با تحولات عمیق در صدر نیروهای مسلح و سپاه مواجه شدیم، من نیز چون بسیاری با توجه به تئوری های جامع علمی که در رابطه با چنین تغییراتی در هر حکومتی مطالعه کرده بودم، احتمال رخداد کودتا را دادم، اما امروز و در مواجهه عملی با چنین پدیده ای من خود یک حیران و متعجبم، چراکه عمق فاجعه در کودتا را به تازگی در عمل دریافتم. حال شما از قانون مداری می گوئید و دعوت به قانون مداری می کنید؟ که ها را؟ اگر خطاب به ماست که خود به علت نقض قانون معترضیم، باید گفت جناب هاشمی این دعوت فقط روشن کردن خطوط مرزها بود. اما اگر خطاب به قانون شکنان کودتاگرست، باید گفت آنان بزرگ ترین فریاد اعتراض به شکست قانون از جانب شان را که با لب های بسته و سکوتی پر معنا نشان داده شد، با کشت و کشتار و خون ریزی و تجاوز به حقوق پاسخ گفتند، حال چه انتظاریست که این سخنان شما در رفتارشان تاثیر گذارد. که باید گفت بی تاثیر است و نشان به آن نشان که فریاد مردمی بی آزار را پس از خطبه هاتان دقایقی بیش نشنیدید، پس از آنکه به ابزار نظامی به مردم هجوم آوردند. آقای هاشمی همین قانون دست و پا شکسته هر روز در حال نقض ترست. بلی جناب آقای علی اکبر هاشمی رفسنجانی. وقتی بزرگ ترین قانون شکنان، مجریان و قانون گزاران آنند، چگونه امر کنیم به این معروف و نهی شان کنیم از منکرشان؟ باشد که خطبه هاتان اتمام حجت باشد. به امید آگاهی. به امید روشنی. یکی از ما تمام ما
پـ.نـ: آن جوان در خیابان شانزده آذر در میان مردم و قبل از حمله نیروی انتظامی و بسیج در صفوف اول بود و هنگاهی که آنان حمله کردند و جهت حرکت جمعیت عکس شد، در آخر صف قرار گرفت و پس از اثابت سنگ به گیج گاهش در همان نقطه خفت و در بین سیل مهاجمان مسلح غرق شد، بدون اینکه هیچ تصویری ازو ثبت گردد. و حال خانواده ای که تا مدتی طولانی به جستجوی جوانش خواهد بود.
آقای هاشمی فردا کافیست که هاشمی رفسنجانی باشید
از جمعه 29 خرداد تا جمعه 26 تیر
خرداد پر حادثه که عادت داشتیم، عجب ها را برانگیخت. آنگونه اعجاب در آن کردند که خود نیز در شُک آن واقعه ایم.
مهرداد قربانی
25/4/1388
پس از کودتای تاریخی 22 خرداد و حوادث بسیار مهم هفته پس از آن، 29 خردادی عجیب را شاهد بودیم. بیست و نه خردادی که در حافظه تاریخ ثبت شد. روزی که خود سبقه تاریخی داشت. روز شهادت دکتر علی شریعتی در سال هشتاد و هشت در حالی فرا رسید که بسیاری از اتقلابی های انقلاب 57 در پشت میله های زندان به سر می بردند و مردمی در صفوف نمازجمعه حاضر بودند که برای شنیدن یکی از تاریخی ترین خطبه های این تریبون مهم جمهوری اسلامی حضور به هم رسانده بودند. مردمی که خون در رگ هایشان را به شعار هدیه به خطیب نمازجمعه معرفی کردند اما به عمل خون دیگرانی در قربانگاه دست ها را آغشته کرد که به حتم غیر از آن شعار برآوران بودند. آری یک خطبه تاریخی و به حق کوبنده. اما کوبنده فقط در کلام و کوبندگی در معنایش به کوبندگی باتوم و چماق و گلوله و گاز اشک آور و خون جوانان ایرانی نمودار گشت.
خطبه های رهبر انقلاب اسلامی ایران در نماز جمعه بیست و نه خرداد هشتاد و هشت، از نقاط بسیار حساس تاریخ معاصر انقلاب اسلامی ایران و ایران بود. خطبه هایی که در آن به صراحت از متهم ردیف اول _و نه_ شاید در ردیف های اول 22 خرداد دفاع شد و از مختصات بسیار مهم ان تائـــــید و دفاع قاطع و بی چون و چرا از رئیس جمهوری نهم ایران در نتیجه انتخابات ریاست جمهوری دهم بود. تائیدی که با حمایت از برخوردها با اجتماعات مسالمت آمیز هفته ی گذشته ی آن روز و تاکید و _یا بهتر اینکه_ تهدید برای برخورد قوی تر و خشن تر در روزهای آینده همراه بود، که حق چه اجابت گشت دستورها.
از دیگر مختصه های مهم آن خطبه می توان به اشاره هایی که آقای هاشمی رفسنجانی شد، اشاره کرد. در آن خطبه در حالی اشاره نسبی به دوستی های گذشته و بزرگی و اهمیت هاشمی رفسنجانی در جمهوری اسلامی ایران شد که بلافاصله در جمله بعد صراحتا و مستقیم از آقای احمدی نژاد دفاع و نظر او را از نزدیک ترین نظرات به خود عنوان کردند. احمدی نژادی که از مهم ترین و معروف ترین موارد سیر حرکتی اش، ایراد اتهامات کوچک و بزرگ به هاشمی رفسنجانی و خانواده اش می باشد.
پس از بیست و نه خرداد تا به امروز یکی از مهم ترین مباحث در سطح جامعه، پس از نتایج انتخابات بیست و دو خرداد، بحث و گفتگو در همین باره یعنی نمازجمعه آقای خامنه ای ست.
پس از نمازجمعه و خطبه های آن، همه توجهات معطوف به علی اکبر هاشمی رفسجانی بود و هست تا واکنش و موضع ایشان در این باره را ببینند. اما سکوت هاشمی و غیبت عجیب قدیمی ترین امام جمعه در نمازجمعه تهران، روز به روز سوالات را بیشتر و شک ها را بیشتر می کند.
و حال امروز و در روزی منتهی به جمعه بیست و ششم تیرماه، همه در انتظار خطبه های علی اکبر هاشمی رفسنجانی هستند، تا بالاخره موضع هاشمی را شاهد باشند. موضعی که بسیاری عدم عنوان صریح آن را تا به امروز به بسیاری عوامل از جمله مصلحت اندیشی هاشمی رفسنجانی مربوط می دانند. اما در هفته ای که پشت سر گذاشتیم، اکثر اقشار جامعه و از تمام گرایشات و جناح ها، روز جمعه را روزی برای روشن شدن موضع، خواستگاه و سیر حرکتی رئیس مجلس خبرگان رهبری و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام می دانند. البته نه اینکه تفکر و عقیده این افراد روشن کننده عمل کرد هاشمی در نمازجمعه فردا باشد، اما به حتم خطبه های فردا در روشن شدن موضع افکار و گرایشات جامعه نسبت هاشمی رفسنجانی نقشی عمده ایفا می کند. هاشمی که فراز و نشیب های بسیاری را پشت سر گذاشته و نشان داده از انعطاف حرکتی بسیار در کنار قاطعیت بالا برخوردارست.
پـ.نـ1: خود باش، تا خودان جامعه نیز بتوانند اجماع خودیت خود را با شما روشن کنند.
پـ.نـ2: آیا فردا خونی که در رگ ماست، هدیه به اکبر ماست؟!؟ .. وینک .. پی نوشت مزاح آلود.
به امید روشنی. یکی از ما، تمام ما.
فکر کنم نظرات کمی اشکال داره .. ممنون اگر دوباره سر می زنید و امتحان می کنید .. هرچند ممکنه درست شده باشه
اینجا زندان ترست
۱۳۸۸/۴/۲۱
آزادی را گر نفس نشاید، اما جستجویش را آری،ــــــــــــــــــــــ شاید.
روز فریاد. روز بیداد. روز گشتن به جستجوی داد. یابنده خواهیم بود.
امروز آزادی آرزویی که دوانیم به سویش و فریادی ست رو به آسمان، تا که شاید متوجه ی ما گرداند او را که خدای آزادیخواهان است.
به نام خداوند آزادی به نام حق
اینجا زندان است. زندانی به بزرگی تمام خانه هامان. زندانی به طول تمام خیابان های شهر و به طول و عرض اتاقی پر از دلهره ی دلسوختگی مادر. زندانی به گستره تمام ایران و زندانی به اندازه ی قدم کردن ِ پی در پی در اتاقی در خانه.
اینجا زندان است. زندانی که می توانی راه روی، نفس کشی و به آسمان تیره نگاه دوزی، تنها به شرط کنسرو کردن اندیشه ات. اینحا زندان است و من نیز یک هم بندی با تمام هموطنانم. یک در بند که پاهایم آزاد قدم بر می دارد و دستانم آزادست به تکان. اما اندیشه ای در من نباید باد که گر باشد با بندبانان در تضادست و این معنایش یعنی جرم.
ای زندان بان، بیا و نظاره کن. بیا و بند بر قلب من بین. بیا. بیا که آنجایی که تو هستی، در بندانش، بند بر زبان نکشیدند و حاصلش بند پایشان است. بیا که امروز آن زندانی که نگهبانش تو هستی، بلندترین فریادست. فریادی به بلندای فریاد ِ در بندانش. بیا و سعی بر نظاره کن. بیا که اینجا زندان ترست.
اندیشه بند ناپذیرست
و چون گذشته باز می گویم. فریاد از فریادتان فریاد. فریاد از فریادتان که بی داد مانده. و شما به آن زندانید که از مظلومیت ِ شما فریادش، بلندترین فریادهاست. آنجا که مظلومیت آزادیخواهان را فریاد می کند. که باید گفت ننگ بر من گر بند را بر زبان خواهم؛ که این نخواستید و بند بر پایتان است.
الله نور السماوات والارض مثل نوره کمشکاة فیها مصباح المصباح ........ نور علی نور یهدی الله لنوره من یشاء ویضرب الله الامثال للناس والله بکل شیء علیم
خداوند نور آسمانها و زمين است، مثل نور خداوند همانند چراغداني است ........ نوري است بر فراز نور، و خدا هر كس را بخواهد به نور خود هدايت ميكند و خداوند به هر چيزي آگاه است.
سوره ی نور آیه ی 35
به امید روشنی
یکی از ما تمام ما
پـ.نـ: امروز ۲۲/۴/۱۳۸۸. یک ماه از کودتاه گذشت. دیروز می خواستم این بلاگ رو ثبت کنم اما نبودم و دسترسی نداشتم. دیشب و نیمه های شب در یک خلوت قرآن رو با آه و فریاد ِ نام "الله" باز کردم. آیات 112 تا 122 سوره ی مبارکه توبه آمد. چقدر سبک شدم. وای. تمام آیاتش. چه مقطعی داشت. آیه ی آخرش (122). واقعا تمامم کرد.
حلال کنیم اگر نبودیم و اگر بودیم.
یکی از ما تمام ما