تبليغاتX
و اما مهر
و این وصیت من، قلمم و قلم .-._.-. آزادي را اگر نفس نشاید اما جستجویش را آري، شاید

 

سلام بر میزبان رمضان، سلام بر سفره سبز مهر

 

خدا می دانی به نامت لاخدایی می کنند؟

مهرداد قربانی

Mehr.Ghorbani@yahoo.com

30/5/1388

باز این باز بازگشت و باز در بازهای خویش باز مانده ام.

 

خداوندا. می خواهم کلامی را تقدیم تو کنم که بی نیازی. اما زمانی ست که بغضی نه در گلو که در تمام نفس های زندگی ام همراه من است. تو خود بهتر می دانی. ثانیه ای نیست بی این بغض. خدا چندیست که می خواهم از دل بگویم. اما بر دل که نظر می کنم، او نیز هم بغض من گشته. خدا درد از کجا بگویم. می دانم که بهتر می دانی. می دانم که می دانی. اما گفتنش با تو همیشه خیر بوده. می دانم که اینبار تو نیز هم بغضی با ما. کلامم به درد ِ دل بیشتر می ماند و تا تقدیمی به تو.

 

خدا می دانی به نامت لاخدایی می کنند؟ خدا تا به حال خطبه ی گناه بشنیده ای؟ خدا "به نام تو" می گویند و معصیت آغاز می کنند. خدایا بگذر ز تقصیرم. اما به قصد قربتت، اینها حرام می کنند. اگر رو به سویت داریم اما خدا قبله که می ایستم، به پشتم چوب می بندند و می گویند که با ما نیستی حالا.

 

راهی ام به میهمانی ات . سفره ی گسترده ات را می دانم که حدی نیست. اما سوالی ست مرا. خدای بار الهم، چشم و یاد و قلب من، به پشت آن دیوار سیاهی ست که سپیدان این روزها را بدان دربند کرده اند. خدا سفره ی گسترده ی مهرت با آنجا نیز راه دارد؟ خدا اگر دارد چرا آنان میزبان آنجایند و آنان که شمشیر دارند و دربانند بدان، از "این" نورت نمی گیرند و باز گمراهند؟

که آنجا آن تارکده ایست که روشنگرانی در آن محصورند. اما نمی دانند که دیوارهایشان هرقدر تیرتر و تارتر گردد و طویل و بلندتر، باز یارای حصر نور روشنگران ما را نخواهد داشت. که باید گفت نیزه هاشان نمی تواند زخم بر نور اندیشه ی یاران ما اندازد. و چه نیک دانستم در ختم این کلام. که آری سفره ات آنجا نیز گسترده ست. اما نور مهرت آن می گیرد که لوحش پذیرا است. خدایا گرامی دار، میهمانان اسیرت به آن دیوارها را. آمین/.

 

ربنا لا تُزِغ قلوبنا بعد إذ هديتنا وَهَب لنا مِن لدُنک رَحمَة إِنَّک أنتَ الوَهاب

پروردگارا پس از آنکه ما را هدایت کردى دلهایمان را دستخوش انحراف مگردان و از جانب خود رحمتى بر ما ارزانى دار که تو خود بخشایشگرى

سوره آل عمران آيه 8

 

ربَنا آتِنَا مِن لَدُنکَ رَحمَة وَهَیئ لَنَا مِن أمرِنَا رَشَدا

آنگاه که جوانان به سوى غار پناه جستند و گفتند پروردگار ما از جانب خود به ما رحمتى بخش و کار ما را براى ما به سامان رسان

سوره كهف  آيه 10

 

 

ربنَا أفرغ عَلینَا صَبرا وَ ثَبِّت أقدامَنا وَانصُرنَا على القَومِ الکافرینَ

هنگامى که با جالوت و سپاهیانش روبرو شدند گفتند پروردگارا بر [دلهاى] ما شکیبایى فرو ریز و گامهاى ما را استوار دار و ما را بر گروه کافران پیروز فرما

سوره بقره آيه 250

 

ذخیره دعای ربنا با صدای استاد شجریان

+[لینک پست] نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 10:41 بعد از ظهر  توسط مهرداد قربانی  | 


مـــــــهــــــر را از دیده دل بین و دیده دل را از روی مـــــــهــــــر باز کن

 

هوشیار باشیم

به رسانه های سبز؛ حس کنیم تلنگر را. رسانه مائیم

مهرداد قربانی

Mehr.Ghorbani@yahoo.com

25/5/1388

 

چند روزی بیش از دو ماه از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در ایران می گذرد. انتخاباتی که اثبات اقتدارگرایی و انحصارطلبی گروهی بود، که تا این فرصت هرگز به این رو، رخساره نمایانده بودند. انتخاباتی که امیدها زنده کرد و با به منزل نرسیدن، امیدها نخشکید و زنده نگاه داشتن امید، آموخت. انتخاباتی که فریادی اتحاد بخش بر زبان گروهی عظیم از ایرانیان جاری کرد، که: رنگ ایران سبزست، پس سیاهی بهر چیست.

 

شصت و پنج روز از انتخابات گذشت. شصت و پنج روز طیفی از رویا و کابوس تا واقعیت ملموس. شاید یکی از بزرگترین مشختصات این روزها، اتحادی ست که در بین مردم و احزاب و تشکل های اصلاح طلب بوجود آمده ست که یکی از بزرگترین دلایل ان را می توان آگاهی و بینش روشن مردم برشمرد، که در عین دروغ گویی ها و شایعه پراکنی های دولت و حاکمیت، باز این مردم هستند که راه را به روشنی می یابند.

 

تلاش دولت چه از نظر رسانه ای و چه از دیگر نظایر مانند سرکوب، خفقان، دستگیری بزرگان و شهروندان، محدود کردن اطلاع رسانی، حذف رسانه های منتقد و افزایش رسانه های هم جهت خود و دماگوژ، نتوانست حتی قدمی مردم را از خواسته های به حق خود به عقب براند و به این ترتیب تمام پروژه های مذکور و غیر، در این جهت به بن بست رسید. ازین رو و چون گذشته دولت کودتا و حامیانش در صدد ایجاد راه ها و شیوه های جدید برای تحریف افکار عمومی و همراه سازی مردم با خود به وسیله دروغ های نو هستند.  این موضوعی ست که می بایست بیشتر بدان پرداخت تا افکار عمومی جامعه نیز نسبت بدان ایمن گردد و این وظیفه بیشتر بر دوش کسانی ست که در این محدودیت رسانه ای و اطلاع رسانی بار اصلی این مهم را بر دوش می کشند. چرا که با تحقق سبز و مبارکِ رسانه بودن شهروندان، وجود تحلیل ها و روشن سازی هایی در این جهت می تواند دفاعی باشد در مقابل نقشه های تبلیغاتی دولت کودتا. در زیر به چند مورد بسیار مهم که جا دارد در آن جهت بیشتر آگاهی رسانی شود اشاره می شود.

 

روزهای منتهی به روز تنفید و تحلیف، دادگاهی نمایشی با عنوان دادگاه به اصطلاح متهمین اتفاقات اخیر، تشکیل شد. همانطور که شاهد بودیم این دادگاه بیشتر در جهت ایجاد شکاف میان اصلاح طلبان و به وجود آوردن شبه در بین آنان تشکیل شد. اما نباید فراموش کرد که هدف اصلی تر این دادگاه رفع شبه از حامیانی از آقای احمدی نژاد بود، که با مشاهده اتفاقات اخیر و خواست مردم و طرز برخورد با این خواست، به اشتباه خود برای تقابل با مردم جامعه پی برده بودند و در پی آن بودند تا برون رفتی از وضعیت واقع بیابند.

 

همانطور که در بالا به نقش رسانه های  کم تعداد اما پرتلاش اصلاح طلبان اشاره شد، باید توجه کرد که رسانه های حامی دولت کودتا با نقشه ها و برنامه های مشخص و از پیش تعیین شده در بازه های زمانی مشخص به دنبال نشر شایعات در رسانه های منتقد خود می باشد، تا پس از رونق یافتن بحث های مبتنی بر شایعاتی که خود به صورت نامحسوس آن را منتشر کرده اند، با رو کردن مدارکی مبنی بر غلط بودن اصل آن، دیگر موارد را نیز به همین ترتیب تحلیل کند. به عنوان مثال می بایست در جهت اصلاع رسانی درباره ی مفقودان، زندانی ها، زخمی ها و کشته شدن گان حوادث اخیر با دقت و سندیت بیشتر عمل کرد، چراکه ازین پس شاهد آن خواهیم بود که به صورتی که رد پای خوشان در خبر مشخص نباشد، افرادی را به عنوان زندانی، مصدوم، کشته و یا مورد تعرض قرارگرفته به صورت شایعه در رسانه ها معرفی کنند و پس از دهان به دهان شدن بین مردم، مدارکی دال بر دروغ بودن آن ارائه کنند و صحت دیگر اخبار مستند را نیز به همین صورت مورد حمله قرار داده و از آن سوء استفاده رسانه ای و تبلیغاتی کنند.

 

مورد بسیار مهم دیگری که می بایست بدان اشاره کرد موضوع منتقدین و مخالفین احمدی نژاد است، که تا دیروز حامی وی بودند و یا اگر هم چنین نبوده، مخالف میرحسین موسوی و مهدی کروبی بوده اند. افرادی مانند احمد توکلی، علی لاریجانی و یا حتی علی مطهری که این روزها از پر خبرترین منقدین احمدی نژاد بوده اند. در توضیح نقش این افراد، این بار بسیار خوب می بینم که از واژه ای که در محاوره های سیاسی در ایران بسیار مرسوم است استفاده کنم. این افراد ممکن است به سان همان "سوپاپ اطمینان" عمل کنند که بسیار شنیده ایم. با بحرانی شدن وضعیت سیاسی در ایران و خطری که روز به روز بیشتر حاکمیت را تهدید می کند، وجود افرادی مانند توکلی ها، قالیباف ها، مطهری ها و لاریجانی ها که منتقد هر دو طرفند و یکی در میان به حمایت، نقد و کوبیدن هر دو طرف می پردازند، بیشتر به آن می نماید که این افراد متوجه ی وضعیت بحرانی جاری شده اند و اینگونه سخن وری ها برای جدا کردن خط دولت کودتا و از حامیان کودتاست، تا اگر دولت کودتا را رو به سقوط دیدند، حساب خود را پیش تر جدا کرده باشند و گره سرنوشت شان را از سرنوشت احمدی نژاد باز کرده باشند. از طرف دیگر نیز می بایست در تحلیل هایی که نسبت به صحبت های برخی از مراجع و یا اعضای خبرگان رهبری صورت می گیرد هم، محتاط بود و استناد به تحلیل های واقع آنقدر مطلق نباشد که اگر پس از مدتی شاهد عملکردی غیر آنچه تحلیل شده است، بودیم خود را اسیر راهی که برایمان رسم شده، نبینیم.

 

بدین صورت است که نقش رسانه ها و نقش رسانه ای مردم در روشن سازی مسائل، واقعیت مسائل ارائه شده و دیگری یارگیری های سیاسی و معرفی شخصیت های منتقد امروز بیش از پیش رخ نمایی می کند. پس بیائیم چون روزهای گذشته و بیش از آن بیدار باشیم و همراه. هر شهروند یک رسانه و رسانه مائیم. به امید آگاهی. به امید روشنی. یکی از ما تمام ما.

+[لینک پست] نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 2:4 قبل از ظهر  توسط مهرداد قربانی  | 


مـــــــهــــــر را از دیده دل بین و دیده دل را از روی مـــــــهــــــر باز کن