تبليغاتX
و اما مهر
و این وصیت من، قلمم و قلم .-._.-. آزادي را اگر نفس نشاید اما جستجویش را آري، شاید

 

چهارمین جلسه دادگاه رسیدگی به پرونده متهمین حوادث اخیر - بگذار گمراه بمانم

بگذار گمراه بمانم که شهروند مانده باشم نه رعیت. بگذار گمراه بمانم که آگاهی عوام گون دیدن است.

مهرداد قربانی

Mehr.Ghorbani@yahoo.com

4/6/1388

هنوز یک فصل از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در ایران نگذشته که شاهد آنیم بسیار روشنفکران در طلب عفو و آمرزش از اندیشه های خویش پس از گذران چندین روز زندان هستند و حال می گویند آنچه در مورد ساختار سیاسی ایران می اندیشیدند، اشتباه بوده ست و از سالیان سال اندیشیدن و طرح تئوری های مستند، ابراز پشیمانی می کنند. آخر مگر این زندان چه دانشگاهی ست که می توان این چنین زود در آن آموخت و این چنین ناصواب با رد اندیشه های پیشین پرداخت. اندیشمندانی مانند حجاریان ها، تاجزاده ها و بسیار دیگر ازین دست. اندیشمندانی با اندیشه های مستندی که نیاز به علمی نشان دادن آن با تئوری ِ تئوری پردازانی چون مارکس برای اثبات سلطه ی موروثی (پاتریمونیالیست) نیست. چراکه اشاره به کلمات متوالی-مطلقِ معروفی چون "شاه، خدا، میهن" و یا موهبت الهی بودن شاه در نه چندان دیرزمانی پیش، خود موئد آن است که در چه کشوری با چه ساختاری از فرهنگ و سیاست زی می کنیم. حال روزی این مطلق شاه است و روزی در جامعه ای کوچک تر، پدری ست سالار و فرداهایی از آن پس با مطلق هایی دیگر به نام ها و ظواهری نرم تر اما در واپس خشن تر با صاحب منصبان دولتی ِ چاکرتر. روزی عِرقِ ملی و عرق به سلطنت آن چاکران را چشم بسته می کرد و روزی بسیاری از آموزه ها و تلقینات آنان را آنچنان می کند که هر نادرستی را درست تشخیص می دهند. آموزه هایی که در ضمیر این افراد ثبت می گردد و آنان را آنچنان در ایدئولوژی ِ آموخته غرق می کند که حتی مریدان حلقه به گوش نیز چنین نیستند.

 

کمی دقت، به متن قرائت شده از طرف سعید حجاریان در چهارمین دادگاه رسیدگی به متهمین حوادث اخیر، خود دلیل بر آن است که برگزار کنندگان این دادگاه یا نمی دانند برای رسیدن به هدف خود چه کنند و یا خوب می دانند اما گروه هدفی خاص دارند و گروهی دیگر را از دست رفته برای برگرداندن به پیروی از خویش می دانند.

پخش و انعکاس اخبار جلسات دادگاه اخیر با هدف نمایش متفکران جریان منتقد دولت و حاکمیت، در حالتی نادم، پشیمان و حقیر با این سیاست پیگیری می شود، که با نشان دادن این افراد به صورتی که گفته شد، به نوعی اتاق فکر این جریان و در کل عقبه ی آن مورد شک قرار گیرد و آن را در جامعه به صورت وجهه ای بی اقبال و بر پایه ی استدلال های غلط و یا موذیانه نشان داده شود. و از جهتی دیگر در جبهه ی حامیان دولت نوعی رفع تردید از اشتباه در حمایت به وجود آید. که البته باید گفت در هیچ کدام از موارد دستاورد دلخواه برگزارکنندگان به دست نیامد. در حامیان دولت، تنها از آن دسته افراد رفع تردید می شود که آنچنان قوه تجزیه و تحلیل ندارند و بیشتر تحلیل هایشان تزریقی ست. در بین کسانی هم که خود را همسو و همفکر دربندان می دانند، تشکیل اینگونه جلسات دادگاه، تنها انزجار و نفرتی افزون بوجود آورد و هرگز به سوی دلخواه برگزارکنندگان دادگاه که همانا ایجاد شکاف بین منتقدین بود، نرفت. در کلیت اجتماع نیز باید گفت که این نمایش هرگز برای کسانی که از قبل تر با اندیشه ی طیف افراد در بند آشنایی داشته اند، قابل پذیرش نیست. اما همانطور که در بالا نیز گفته شد، این نمایشات احتمالا با نشانه رفتن گروه هدفی خاص همچون تبلیغات انتخابات اخیر صورت پذیرفته است. گروهی که یا  آشنایی چندانی با افکار و کالبد ساختار سیاسی در ایران ندارند و یا از عوام هستند و یا اینکه همان قشر ضعیفی هستند  که پیش از این با پرداخت هایی تحقیر آمیز به نوعی به خرید آرای آنان مبادرت ورزیده شد.

اشاره و ابراز اتهام به چهرهای سیاسی پیرو همان اتهامات وارده در مناظره ی معروف 13 خرداد ماه امسال، خود نشانه نوعی صف آرایی برای مقابله با گروهی خاص از شاکله سیاسی ایران است. پروژه ای که با روشن شدن مواضع این روزها، مشخص است از سال ها پیش کلید خورده و بستر قدرت و توازن نیروها برای چنین حرکتی آماده شده بود.

حال سوال اینجاست که با شروع این بازی پیچیده و خطرناک، بازیگردانان آن په نتیجه ای را برای آن در نظر گرفته اند. چراکه سوال تحول مضحک، همزمان و ناگهانی گروه بزرگی از اندیشمندان سیاسی ایران در دانشگاهی به نام زندان تا ابد بی جواب نخواهد ماند و دیر یا زود پرده ازین اتفاق بی نظیر و یا فوق العاده نادر برداشته خواهد شد. باید دید که طراحان این سناریو چه نتیجه ای برای آن دیده اند. که البته با وجود تفکرات ایشان ممکن است آنان این اتفاقات را آخرین رخدادهای حاضر بدانند و انتها.

 

+[لینک پست] نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 7:40 بعد از ظهر  توسط مهرداد قربانی  | 


مـــــــهــــــر را از دیده دل بین و دیده دل را از روی مـــــــهــــــر باز کن