سی و یک سال پیش از امروز واقعه ای به وقوع پیوست که در آن گاز اشک آور جوابی بر فریاد و گلوله داغ پاسخی بر اعتراض بود. پاسخی که در هوایی بر جان مردم نشست که فضای باز سیاسی نام گرفته بود. و این ورود به شیب تندتر سرنگونی نظام شاهنشاهی بود. نظامی که فریاد اعتراض را بسیار دیرتر از آنچه می بایست شنید و آنگاه نیز نمی توانست در جهتی که می بایست قدم گذارد.
![]() |
نکته هایی پس از سال 30 [نوشته ای پیرامون هفده شهریور-مهرداد قربانی]
مهرداد قربانی
16/6/1388
سی و یک سال پیش از امروز واقعه ای به وقوع پیوست که در آن گاز اشک آور جوابی بر فریاد و گلوله داغ پاسخی بر اعتراض بود. پاسخی که در هوایی بر جان مردم نشست که فضای باز سیاسی نام گرفته بود. و این ورود به شیب تندتر سرنگونی نظام شاهنشاهی بود. نظامی که فریاد اعتراض را بسیار دیرتر از آنچه می بایست شنید و آنگاه نیز نمی توانست در جهتی که می بایست قدم گذارد.
سال 57 و حوادث متفاوت آن، یکی پس از دیگری دایره را بر نظام پهلوی تنگ تر می کرد. حوادث تابستان 57 در این میان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. صدور منشور انقلاب از سوی امام در رمضان 57، شروع حکومت نظامی در اواخر مردادماه، در آتش سوختن سینما رکس، و بسیاری ازین دست مسائل و حوادث، در دولت جمشید آموزگار، همان نخست وزیر دولت فضای باز سیاسی، باعث شد تا او کنار گذاشته شود و این بار جعفر شریف امامی با دولت آشتی ملی و قول هایی بر پایه ی آزادی وارد معرکه گردد.
اما قول های شریف امامی مبنی بر مجازات برخی افراد و آزادی روزنامه ها و اقدامات مُسکن ازین دست نیز موثر واقع نشد و روز سیزدهم شهریورماه مصادف با عید فطر و حضور گسترده مردم در نماز عید فطر به امامت شهید مفتح و برگزاری راهپیمایی پرشور آن روز باعث آن شد تا مقدمات تجمع هفده شهریور آماده شود. هفده شهریوری که فرمان حکومت نظامی در آن روز، زمانی اعلام شد که دیگر مردم در خیابان ها حضور یافته بودند. روزی که مردم به دعوت آیت الله علامه یحیی نوری به خیابان ها آمدند تا راهپیمایی هفده شهریور را از میدان ژاله شروع کنند و شاید این خود، تفاوت این تجمع با دیگر تجمعات بود. این اولین بار بود که مبدائی برای راهپیمایی معرفی می شد. ضمن اینکه با توجه به فعالیت مستقل علامه نوری، ایشان خود این برنامه را اعلام داشتند و جامعه روحانیت در این دعوت حضور نداشت.
باری، هفدهم شهریورماه فرا رسید و در حالی که قرار بر این بود که شیوه های سیاسی چاره ی کار در مواجهه با اعتراض مردم باشد، اما بالاخره جمعه خونین به وقوع پیوست و دولت آشتی ملی، معنای آزادی و آشتی را با خون به تصویر کشید.
نیروهای نظامی تنفگ به سوی مردم گرفتند و هنگامی که به اخطار آنها توجه نشد به سویشان شلیک کردند و بسیاری را کشتند و تعداد زیادی را زخمی کردند. و این شروع ابهامی بود در تعداد کشته شدگان آن روز. از آن پس بر زبان ها جاری بود که هزاران نفر (حدود چهار هزار نفر) در این روز شهید شدند. این در حالی ست که پس از تحقیق در مورد کشته شدگان آن روز و با مطالعه پرونده های بنیاد شهدا، این آمار کمتر از صد نفر کشته و قریب 250 نفر زخمی بدست آمده ست.
از جمله موارد سوال بر انگیز دیگر در مرور واقعه هفدهم شهریور ماه 57 نقش آیت الله علامه یحیی نوری ست که در بیشتر تحلیل ها و نوشته های تاریخی بسیار کمرنگ می نماید و یا تلاش می شود تا به نوعی از نقش ایشان تصویری نه چندان مثبت معرفی گردد. به صورتی که بسیار دیده می شود، تلاش فردی ایشان در جهت مبارزه با نظام شاهنشاهی و مستقل از جامعه روحانیت، به صورتی معرفی گردد که فارغ از تاثیر تاریخی چنین واقعه ای در پیروزی انقلاب و سرنگونی نظام پهلوی، ایشان را به شیوه ای غیر مستقیم باعث شهادت مردم در آن روز جلوه می دهد.
امروز در برخی از سخنرانی ها و گفتگوها می بینیم که بیش از آنکه به نقش این روز تاریخی در به ثمر رسیدن انقلاب و به تبع آن نقش آیت الله علامه یحیی نوری پرداخته شود، بیشتر صحبت از تک روی ایشان به میان می آید و اینکه دعوت ایشان از مردم از جانب جامعه روحانیت و با تمهیدات ایشان نبوده است. این در حالی ست که همانطور که مشخص است ایشان نیز فردی انقلابی و همراه با مردم بوده اند.
از موارد دیگر که در واقعه هفدهم شهریور رخ نمایی می کند و محل تحلیل های متفاوت است، نقش آمریکا در این حادثه است. گفته می شود ایشان بر این اعتقاد بوده اند که باید این اعتراضات مردمی را با زبانی سیاسی پاسخ گفت. چراکه با توجه به زمینه هایی _از قبیل همسایگی با شوروی_ که در ایران وجود داشت، ترس بسیاری از سوق پیدا کردن جنبش اعتراضی در ایران به سوی رادیکالیسم چپ وجود داشت. مقامات غربی در گزارشات خود مبنی بر آنچه از ایران و ارتباط با مقامات ایرانی در آن زمان ثبت کرده اند، به این نکته اشاره داشته اند که راه حل سیاسی، برای مواجهه با مردم در نظر گرفته شده است.
پس از واقعه هفدهم شهریور و تلاش دولت و نظام در برگرداندن اوضاع به حالت عادی با حربه ها و تبلیغات سیاسی، پیام صوتی امام که پس از انتشار پیام ایشان مبنی بر برپایی مراسم عزاداری شهیدان این واقعه به ایران رسید، حاوی نکات تاریخی بسیاری ست. امام در آن پیام، شاه را مسبب کشتارهای هفده شهریور معرفی می کند و اذن او را مجوز به گلوله بستن مردم می خواند. ایشان دولت آشتی را فریبی می داند که شاه به واسطه ی آن می خواهد، روحانیون و سیاسیون را در کشتارها سهیم کند. [شاه، با حکومت آشتی ملی می خواست روحانیت شریف ایران و سیاسیون محترم را در کشتار خود سهیم گرداند، ولی فریب او زود بر ملا شد. امام خمینی]
واقعه هفدهم شهریور پنجاه و هفت بی شک یکی از مهم ترین وقایع نه در تاریخ انقلاب که در تاریخ ایران است. حادثه ای که در آن نظام کاملا در مقابل مردم قرار گرفت و هیچ راه برگشتی برای آن قرار باقی نماند و سراشیبی را که نظام پهلوی در آن قرار گرفته بود، تندتر و تندتر کرد. خون شهیدان این واقعه تمیز دهنده خط مخالفان از حکومت بود و رفع تردیدی بود برای برچیده شدن نظام پهلوی. خون آن لاله هایی که همیشه نام پاک شهیدشان، به نام میدان شهدا بر میدان ژاله باقی خواهد ماند. هفدهم شهریور 57 و شهدای میدان ژاله بار دیگر فریاد ناپایداری ظلم را به اثبات رساند و نشان داد که خونریزی و دیکتاتوری نمی تواند تضمین بقا باشد.