تبليغاتX
و اما مهر - m3hr_ شهیدانی که رفتند، اسیرانی که ماندند
و این وصیت من، قلمم و قلم .-._.-. آزادي را اگر نفس نشاید اما جستجویش را آري، شاید

 

شهیدانی که رفتند، اسیرانی که ماندند

مهرداد قربانی

Mehr.Ghorbani@yahoo.com

 

بیست و نه سال پیش بلافاصله پس از آنکه مرزهای میهن مورد تهاجم قرار گرفت، بار دیگر، اتحاد اولین نمودی بود که جامعه در معنای واقعی کلام و معنا، به تصویر عمل می کشانید. اتحادی که هدفی مشترک به نام ایران و دفاع از آن، بار دیگر با هم بودن و یکی از همه بودن را طلب می کرد و چه نیک این تمامِ ایران محقق شد. هدفی که طی مسیر و راه رسیدن بدان صیانت از خاک و ناموس به حساب می رفت. و اینجا مردان و زنانی از خویش گذشته و جان برکف که این بار نه فقط در داخل مرزها که در تلاشی دیگر برای حفظ آرمان ها باید در مرزهای کشور و شهرها و روستاهای نزدیک به آن و در جبهه ای علیه دشمنی خارجی می ایستادند. در حالی که این تجاوز پیشه، نه یک دشمن که بسیار دشمنان بود در یک پوست.

نوجوان، جوان، میانسال و پیر، همه و همه بر آن بودند تا از مملکتی دفاع کنند که همیشه میهن مقدس شان بوده است و به دفاع از آن نظامی بپردازند که خواست و رأی خودشان محسوب می شد. روزهای سختی که هم از سوی دشمنان داخلی و هم از سوی دشمنان خارجی، کشور مورد تعرض قرار داشت و هر روز داغی بر دل خانواده های ایرانی می نشست. اما آنها از پای نمی نشستند و باز با ایمانی که به هدف خویش داشتند، برای دفاع از حق و حق خویش جانانه بر قامت می ایستاندند و ایستاند. و این آن چیزی بود که به عنوان رمز پیروزی جاودانه گشت.

آن زمان امام حاضر بودند و اندیشه های امام روشن و مشهود بود. امام خود تفسیر کلام خویش بودند و در برابر هر تحریف و سو استفاده ای می ایستادند. آرمان های امام آنقدر در دل مردم نفوذ داشت که بی هیچ شکی و با وجودی سراسر ایمان، دستورات و رهمنون های او بر دل مردم می نشست و عملی می شد.

جنگ هشت ساله ایران و عراق، دارای نکات قابل تامل بسیاری ازجمله چرایی عدم تدارک و آمادگی نیروها در روزهای اول جنگ با توجه به امکان وقوع جنگ از ابتدای تابستان آن سال و حتی چرایی به طول انجامیدن جنگ به این مدت طولانی ست و باید مورد بررسی و شفاف سازی قرار گیرد. هرچند که بسیاری از تصمیم گیران وقت و سرداران جنگ نیز اذعان دارند که در جنگ اشتباهاتی صورت گرفته است و اگر آن زمان تجربیات این روزها در دست می بود بی شک به بسیاری تصمیمات جامه عمل پوشیده نمی شد و اصولا بسیاری از تصمیمات اتخاد نمی گشت. با وجود این مسائل نکته مهم و اساسی که درباره دوران جنگ وجود دارد، همدلی و تلاش همه جانبه نیروها بود برای حفظ آرمان هایی مشخص. آرمان های که با ظاهر خود معرفی می شدند و طرفدران و آرمان خواهان آن به روشنی مقصد خویش را می دانستند و از این رو هرگاه رسیدن به اهدافی کوچک یا بزرگ را با راه رسیدن بدان بر می گزیدند، تا رسیدن به آن هدف از پای ننشسته و هنگام رسیدن به منزل نیز، نتیجه همان بود که قبلا تصویر شده بود. این گونه بود که راه رفته می شد، چراکه افق معلوم و هزینه ها مشخص بود ولو بسیار و گزاف.

شهیدان، جانبازان، آزادگان، رزمندگان و تمام مردم ایران هر کدام لمسی از جنگ داشته یا دارند و ازین جمع شهدا بودند که رفتند و این لمس و تصویر از جانب ایشان امروز به روهای بسیاری معرفی می شود و هر تصویر به نوعی در افواه بروز می یابد. حال که نزدیک به سه دهه از شروع جنگ تحمیلی می گذرد، باید پرسید آیا نگاه به شهیدان هشت سال جنگ با دشمن بعثی، نگاه درستی ست؟ آیا الگوهایی که از این شهیدان ارائه می شود و یا افراد برای خود تصویر می کنند الگوهای صحیحی ست. آیا اگر بودند شهیدانی که امروز یاد و خاطراتشان به هر کوی و برزنی گرامی داشته می شود، خود، آنچه از ایشان تصویر می شود و یا از رفتارشان به تائید دیگران پرداخته می شود، راضی بودند. آیا اندیشه آنانی که هم فکر شهیدان بودند ولی در جنگ زنده ماندند و شهید نشدند امروز نمی تواند نمادی از افکار برخی از شهدا باشد؟ آیا باید گفت که اینها اندیشه تحریفی آنان است؟ و آیا اگر شهیدان، شهید نشده بودند و امروز اندیشه خویش را ابراز می کردند، باز هم همین گونه  مورد تکریم بودند؟

جنگ ایران و عراق جنگی بود که در آن تمام مردم ایران از تمامیت مملکت خویش دفاع کردند و این منوط به گروه و افرادی خاص نبود. جنگی که در آن شهیدان، جانبازان، آزادگان، رزمندگان و اکثریت قریب به اتفاق مردم از نظامی دفاع کردند که آن را بر آمده از انقلاب، خواست و رأی خویش و اکثریت می دانستند. مردمی که پس از سال ها به نقطه ای رسیدند که دیگر برتری نظر شخص یا گروهی خاص را بر رأی اکثریت بر نمی تابیدند و خواهان سرنگونی نظام شاهنشاهی و برقراری دموکراسی بودند، تا آنچه اکثریت مردم خواهان آن بودند برقرار گردد. ازین خیل عظیم، تنها شهیدان رفتند. اما باقی همه هستند و شاهدند. بسیارشان این روزها شهیدان زنده نام گرفته اند. و این جدا از آن خیل عظیم دیگری نیست که نه از روزهای قبل و بعد از انقلاب که از زمان مشروطه یاد و خواست شان در بین مردم محترم و مقدس شمرده می شد.

امروز شاهدیم که از بسیاری شهیدان تنها نام آنها باقی ست و اگر در رفتار و اندیشه  برخی از آنان که فریاد برآور نام و راه شهدا هستند دقت کنیم، خواهیم دید که ایشان، خود در جهتی دیگر در حرکتند و تنها نام شهدا را بر زبان دارند. به صورتی که می بینیم بسیاری از دلسوزان و زحمت کشان نظام و انقلاب و زجر کشیدگان دوران جنگ امروز در موقعیتی قرار گرفته اند که مورد کم لطفی، اتهام و توهین قرار می گیرند. این در حالی ست که بسیاری از عنوان کنندگان این توهین ها و اتهامات در عقبه خود دارای هیچ کدام ازین سوابق نیستند.

سوال اینجاست که آیا این همان چیزی ست که شهیدان می خواستند و یا خیر؟ آری در اندیشه های تمام بازماندگان روزهای جنگ و حاضران تفاوت ها و حتی اختلافاتی هست. اما این همیشه بدان معنی نیست، که گروهی بر اندیشه ای باقی مانده اند و دیگری دچار تحریف اندیشه گشته ست. چراکه اگر بسیاری از شهیدان دوران جنگ نیز امروز می بودند، نظرات متفاوت از بسیاری داشتند و این همان مسئله ایست که می بایست محترم شمرده شود. باید دانست و ایمان داشت که افراد و عقاید بسیارند و متفاوت. و آنچه که همیشه می تواند راه گشا باشد و رمزی برای همدلی و اتحاد گردد، محترم شمردن و احترام به نظر و اعتقادات دیگر و در نهایت قبول نظر اکثریت در هر جامعه ایست. چیزی که در مسلک اکثر شهیدان به نام جنگ که نامشان جاودانه گشت نیز از برجسته ترین شاخصه های رفتاری و فردی آنان به شمار می رود.

 

پـ.نـ:

۱. مطلب را برای روزنامه اعتماد نوشتم که به علت عدم دسترسی نتونستم به موقع برسونم.

۲. تصویر رو از یک وبلاگ عکاسی برداشتم با عنوان: پس از جنگ – سعید فرجی (امیدوارم راضی باشند). آدرس

+[لینک پست] نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 4:33 بعد از ظهر  توسط مهرداد قربانی  | 


مـــــــهــــــر را از دیده دل بین و دیده دل را از روی مـــــــهــــــر باز کن