
نقد سبز – صیانت از سبزِ ایران
خون مان سبزست و سرخ جاری می شود.
مهرداد قربانی Mehr.Ghorbani@yahoo.com
17/8/1388
عاشق هبوط بود، هبوط را از کتابخانه دزدید.
آبادانی را دوست می داشت، گلدان پر از گل را شخم می زد.
کتاب می خوانید و هر واژه ی آزادی را که می دید، با شور و عشق به دورش خط قرمز می کشید.
جای آب، شربتی غلیظ در گلدان می ریخت و می گفت زردیِ این برگ از بهر چیست؟
آرامش و صلح را دوست می داشت، عربده را با صدایی تیزتر می رفت در نبرد.
خفه، آرزو می کرد، او را که حق مردم را محترم نمی دانست.
پرچمش سبزست، سپیدست و سرخ، او همیشه پرچمی سبز، ایرانش می کشید.
عاشق سبز بود و سبز را بسیار بر لب می سرود، تا که سبز از او طلب می شد، در پی اش حیران می بود و گم!
پـ.نـ: سبز بودن معنا کن، سبز تنها رنگ اعتراض نیست که همیشه مخالف باشد. - هر مخالفی سبز نیست. - اتحاد رنگ ایران بودن است، اما... اندکی اندیشه تا قامتی سبز و استوار برای ایرانی که برای تمام ایرانیان است. صیانت کنیم از سبزِ ایرانمان.