تبليغاتX
و اما مهر - نقد سبز – صیانت از سبزِ ایران
و این وصیت من، قلمم و قلم .-._.-. آزادي را اگر نفس نشاید اما جستجویش را آري، شاید

نقد سبز – صیانت از سبزِ ایران

خون مان سبزست و سرخ جاری می شود.

مهرداد قربانی Mehr.Ghorbani@yahoo.com 

17/8/1388

 

عاشق هبوط بود، هبوط را از کتابخانه دزدید.

آبادانی را دوست می داشت، گلدان پر از گل را شخم می زد.

کتاب می خوانید و هر واژه ی آزادی را که می دید، با شور و عشق به دورش خط قرمز می کشید.

جای آب، شربتی غلیظ در گلدان می ریخت و می گفت زردیِ این برگ از بهر چیست؟ 

آرامش و صلح را دوست می داشت، عربده را با صدایی تیزتر می رفت در نبرد.

خفه، آرزو می کرد، او را که حق مردم را محترم نمی دانست.

پرچمش سبزست، سپیدست و سرخ، او همیشه پرچمی سبز، ایرانش می کشید.

عاشق سبز بود و سبز را بسیار بر لب می سرود، تا که سبز از او طلب می شد، در پی اش حیران می بود و گم!

 

پـ.نـ: سبز بودن معنا کن، سبز تنها رنگ اعتراض نیست که همیشه مخالف باشد. - هر مخالفی سبز نیست. -  اتحاد رنگ ایران بودن است، اما... اندکی اندیشه تا قامتی سبز و استوار برای ایرانی که برای تمام ایرانیان است. صیانت کنیم از سبزِ ایرانمان.

+[لینک پست] نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 9:51 بعد از ظهر  توسط مهرداد قربانی  | 


مـــــــهــــــر را از دیده دل بین و دیده دل را از روی مـــــــهــــــر باز کن