
نمایندگان دولت در خانه ملت – مهرداد قربانی
24/8/88 با تاخیر
بی شک این روزها انتخابات، یکی از پرکاربردترین واژه هایی ست که در گفته ها و نوشته های سیاسی امروز ایران وجود دارد. انتخاباتی که به زعم بسیاری از ایرانیان تنها در حد همان گفته و نوشته ها کاربرد دارد و به معنای واقعی کلام مدت هاست که مورد اجحاف است.
امروز با خواندن و شنیدن این واژه، بی اختیار انتخابات 22 خرداد و حواشی مهم تر از اصل آن به اذهان خطور می کند. اما منظور این نوشته از این واژه، رأی گیری 24 اسفند هشتاد و شش است که دور هشتم انتخابات مجلس شورای اسلامی به شمار می رفت. انتخاباتی که قبل و پس از آن اعتراض های بسیاری را به رد صلاحیت های فله ای نامزدهای اصلاح طلب در پی داشت. چراکه این رد صلاحیت ها تا جایی بود که لیست معرفی شده از سوی ائتلاف اصلاح طلبان در تهران حتی به سی نفر هم نرسید. انتخاباتی که با وجود تمام این اجحافات، در شمارش آرا نیز مورد شک بود و بسیاری از احزاب و گروه های اصلاح طلب به ابطلال هدفمند بسیاری از صندوق ها، معترض بودند. ...و بسیار ازین دست.
رد صلاحیت ها شگفت آور بود. بسیاری از نامزدها و نمایندگان ادوار گذشته ی مجلس نیز در این دوره رد صلاحیت شده بودند و انتخابات این دوره، در واقع بسیار محدود به طیف و افرادی خاص از افکار و گروه های سیاسی بود. رأی گیری 24 اسفند هشتاد و شش و متعاقب آن 6 اردیبهشت هشتاد و هفت _به عنوان دور دوم_ انجام شد و با این مقدمه نزدیک به 290 نفر، به عنوان نمایندگان مردم وارد خانه ملت شدند. مجلس هشتم تشکیل شد و همانطور که انتظار می رفت، گویی اکثریت مجلس تنها نماینده گروهی خاص و شاید اقلیتی از جامعه هستند. تا آنجا که گاهی به نظر می رسید و حتی دیده می شد که این نمایندگان در مجلس هستند تا در مقابل مردم باشند و نه در کنار و پشتیبان آنها.
در روزهایی دیگر و پس از انتخاباتی دیگر، این بار مردم اعتراض کردند. مجلس اعتراض شان را محکوم کرد. فریاد مردم پاسخ به زور و قدرت داده شد، فریادشان در مجلس محکوم شد. مردم متحد گشتند، اتحادشان فتنه نام گرفت. مردم حق خویش طلب کردند، مجلس حق مردم را نامشروع خواند. و در هر محکومیتی، مدحی در وصف دولت پس از انتخابات ِ خرداد. دور نیست آن روز که در خیابان های شهر مردم دردی مشترک را فریاد می زدند، اما در خانه ملت و در جشــــــــن تحلیف، دولتی پذیرایی و تائید می شد که دستور بر زخم زدن بر سینه ی مردم داده بود.
آری این بود و هست مجلسی که قرار بود نمایندگان مردم را در خود جای دهد. اما خانه ملت، امروز بیشتر به مجلس نمایندگان دولت می ماند. آیا به واقع آنجا مجلس نمایندگان مردم است؟ آنجا که مجلس در یکی از سرنوشت سازترین برهه های تاریخ خود، وقتی بسیاری از مردم، دولت را به رسمیت نشناختند، با بی اعتنایی به نظر ملت، هیئت دولت را تائید کرد و حتی برای آن معدود نمایندگانی هم که منتقد و مخالف بودند، ابراز تاسف کرد. آنجایی که مجلس چشم بر وظیفه ی خود در صیانت از حق مردم بست و آن زمانی که چانه زنی در مورد حق مردم در مسئله بودجه یارانه، بالا گرفت، با تهدید دولت مبنی بر پس گرفتن لایحه هدفنمد کردن یارانه ها، کاملا عقب نشینی کرد و 110 هزار میلیارد تومان بودجه سالانه یارانه ها را به دولت سپرد. و باز هم تاسف که بسیارست ازین دست.
و اگر نماینده ای از مردم در خانه ی ملت است، چقدر غریب ست و مظلوم در میان نمایندگان دولت.
پـ.نـ: "هی پارلمان نشین؛ می توانستی نماینده مردم باشی" را در همین رابطه در نیمه شهریور نوشتم. خوشحال می شم مطالعه کنید.