نور در سیاهی
پنج شنبه 10/05/1387
m3hr.DAD
به نام خداوند بی گناهان
امشب دل من هوای آن دارد که تو را بخوانم . می خوانمت ای دوست.
به کجای این شش وجه تیره می نگری؟ کدامین نور را از کدامین روزنه به انتظاری؟ نیک می دانم هر چه باشد این نور آن را در این شش وجه سیاه و دردآلود جستجو نمی کنی. که این نور ، در توست. در تو ای روشنگر. از همانی گویم که تو را برپا کرد. از همانی گویم که صدا بر داد کرد. تو را می خوانم ای سرود هم کلاسی. تو را می خوانم ای هم دبستانی. تو رفتی داد بستانی. تو حق را طلب کردی. بر پایت حال بند است؟ به پایت بند حق دادند؟ عجب حقی ! عجب دادی ! که ننگش باد اینان را.
.
می خوانمت ای دوست. در کدامین کنج و روبه کدام قبله بنشسته ای. تابش نور می بینی این روزها؟ نور مهتاب را می اندیشی؟ نه . اگر هم باشد. تو فقط پژواک صدا در راهرو ها رو می شنوی. تو لحظه ی دیگرت را می اندیشی و بیش از آن قلب پر مـهـرت به یاد آنان است که اشکشان از تو در چشم حدقه بسته ست.
.
خداوندا به نامت ای پناه بی گناهان. خداوند به نامت ای نماد هرچه داد ست. بگفت آن روز : خدایا که خدای بی گناهان . تو مظلومان ، تو آنان آزاد گردان. خدایا حکمتت را شکر و این داد. که هم مظلوم ، هم حق خواهـَش، آن داد.
.
قسم بر داد بی دادان این قسم باد که دادت داد گردان از سر داد
.
.
.
ننگ بر من که بند را بر زبان خواستم؛ که این نخواستید و بند بر پایتان است
داد از فـ ـریــــ اد
با بغض این گونه سخن می رانم . با غرور و فریاد:
.
فریاد از فریادتان فریاد. فریاد از فریادتان که بی داد ماند. فریاد از غریبی تان بین ما همه دوستان. و شما به آنجائید که از مظلومیت ِ شما فریادش، بلندترین فریادهاست. آنجا که مظلومیت آزادیخواهان را فریاد می کند. که باید گفت ننگ بر من که بند را بر زبان خواستم؛ که این نخواستید و بند بر پایتان است.
و باز به فریاد می خوانم
فریاد از فریادتان فریاد
خواندنت را یارایم نبود
سلمان سیما و مهدی خدایی
روشنفکران در تاریکی اند
...................................................................
تاری ام از تاری ِشب ، تار نیست ..... روز روشـــن قــابـــل انـــکار نیست
پــرده ها را بـرکــش و آن ماه بین ..... شاید این مـهـرست و آن بیدار نیست
...................................................................
به امید روشنی
بار الها اگر امید بر زبان و نوشته ام جاریست نام تو اول ِ هر امیدست.
که خدایا به امید روشنی
خدایا به امید
...................................................................
یکی از ما
تـمام مــــا
...................................................................
m3hr.DAD
پی نوشت : صدای دوم سلمان سیما