نور ِ مهر
m3hr.DAD
1387/06/29
پدرش بزرگ مردی بود. پدرش مرد بود. پدرش پدر بود.
همیشه با خودش فکر می کرد که بعد از مامان ، این خودشه که اولین کسیه که اینقدر می تونه به بابا علاقه داشته باشه. ولی خوب گاهی هم فکر می کرد که داداش و خواهر هم، همین فکر رو می کنن و اونها هم خودشون رو در صفوف اول می بینن. اما حالا که سال ها ازون شب سیاه و سرد و بد گذشته تازه می فهمه که انگار تموم اون فکرا درست بوده.
آره بعد از مامان عاشقترین ِ اون پدر ، پسر دوم بود. پسری که درک کرده بود پدر، بزرگه و همیشه دوست داشت به بزرگیه اون برسه و بعد بزرگ تر بشه. پسری که عاشقانه پدر رو دوست داشت.
.
29 شهریور : پسر خواب بود و در رویای کودکی و در فکر روزهای آغازین مدرسه.
______(راستش نوشتم اما وقتی می نوشتم اینقدر برام درد آور بود که موقع بازخونی پاکش کردم. همین بس که بگم سال ها درد و درد و ....)_______
نمی گم قدرش رو نمی دونست. اما فکر می کرد حالا که قدرش رو می دونسته دیگه این درد التیام پیدا نمی کنه. و باز هم اما هیچ وقت نگفت کاش قــَدرت، نمی دانستم.!
اون روزها که پدر رفت و تنها یادش بود ، مدام او را به رویا و یا بیداری رویاگون می دید که نوید می دهد زیبایی روزها را. و روشن می گفت که این ایام را سیاه نخوان که روزی سپیدترین است. و حقا که حق گفت و هر روز روز خداست و خدا پر مـهـرست.
سال ها از آن روز گذشت و این سالروز نه روزی غم آلود که روزی مقدس است.
حال سالیان سال ازان لحظات اشک آلود و درد آور و درد آور و درد آور گذشته و پسر باز هم مفتخر به نام پدر. و در تلاش برای اینکه نامش به نیکی هر چند کمتر از پدر اما باز هم به نیکی برده شود.
آری امروز هم نیستی پدر و نیستت از بسیار هست های نامردمان امروز هست تر است
آری امروز هم نیستی پدر و نیستت از بسیار هست های نامردمان امروز هست تر است. یاد آن لحظاتی که غم بر چهره و اشک بر دیده ، تو را در خواب و یا بیداری ِ رویاگون می دیدم و می گفتی "شیرین خواهد شد، اندکی صبر بایدش"
هرگز باور نمی کردم که آن روزها کـــــه معنای تلخی ِ زندگی ام بود و همیشه سیاهی می پنداشتمش، روزی برایمـــــان خوش یمن ترین باشد.
شرمسارم اگر نتوانستم ذره ای باشم از وجود پر مـهـرت که مـهـر از تو دیدم و مـهـر از تو یافتم که خود معنای مـهـری و مـهـر، خود در تو تجلی یافته.
می گن " بمیری به نام و نمانی به ننگ" ، تو رفتی به نام و بماندم به غم .
____
آری که مرا پدر فاضل .... مـهـری به دلم ز مـهرش حاصل
بابای بهترینم ، بهترین های خدا از آن ِ تو باد. همیشه به خوب بودنت غبطه می خورم . اما نمی دونم تو اجری داری اون دنیا یا نه. این رو می گم چون خدا بهترین آفریده ی خودش رو همراه و همدل و همسر تو قرار داد. چه بزرگ بودی که مادرم همسرت بود و هست و خواهد ماند. خوشا به حال هر دوی تان. خـــــــــــاک زیر پای مامان. نوکر همیشگی ِ خودت. / مـهـرداد
خوشحالم چون وقتی مامان خوشحاله یعنی باید خوشحال بود.خوشحالم چون وقتی مامان خوشحاله یعنی خوشحالی. خوشحالم ازین خوشحالی
سلام ای آنکه معنای نوید ِ روشنی بودی و هستی
به امید روشنی
سلام ای آنکه معنای یکی از همه بودن بودی
به امید روشنی
...................................................................
یکی از ما
تـمام مــــا
...................................................................
m3hr.DAD