
دریا خیل قطره هاست.
یکشنبه 1387/11/06
m3hr.DAD
موج سواری دیدم به انتظار موج نشسته بود. آنگونه می نگریست که موجی در حال جوشش است. واقف بودم بر اینکه باد نیست و موج نمی آید. که ناگاه صدای شیهه ی موج از دور رسید و پرواز موج سوار بر رویش.
موج سوار به ساحل رسید و موج برگشت و من موج دیدم که متلاشی باز می گشت. گفت معنا کن. گفتم چه؟ گفت این را. گفتم چه؟ گفت: دریا خیل قطره هاست. قطره ها سرکش. قطره در هر سو. یک رَود این سو و دیگری در پای او. یک بیاد در دلش آن یکی هم تند تند. قطره ها هر کدام در انگیزه ای. این کنش ها این شدن ها در دل هم گردشی، وجود آورد که موج گوئیمش. موج ها می چرخند. قطره ها می گردانند . و از آغاز ساحل موج ها به همان دریا باز می گردند.
چه موج سواران دیدم که در موج غرق بودند.
چه قطره ها که آرام آرام از شن ها برچیده می شدند.
چه قطره ها که به سوی ساحل التماس و به سوی دریا کشیده می شدند.
وای. قطره ها سرکش و هرکدام به سویی. پیچش شان در هم موج، و او که سوار است موج سوار. و پیروز یک از موج سواران؟
بهمن 57 موجی زود رس؟
کیست قطره؟ کو موج ؟ و کیست موج سوار ماهر؟
دریا خیل قطره هاست.
پی نوشت: تصویر اول، تابلوی نقاشی اثر روسی ایلیا رپین، رویداد انقلاب 1905
به امید آگاهی
به امید روشنی
...................................................................
یکی از ما
تمام ما
...................................................................
یا حق و با حق
m3hr.DAD