مطلق گرایی یکی از مهم ترین مشکلات و ترمزهایی ست که می توان برای جلوگیری از پیشرفت و تعالی در جوامع بشری از آن نام برد. این دید، عادت و شاید ملکه رفتاری و ذهنی را می توان به سطح شعور و دید فرهنگی جامعه و البته مکاتب مورد پذیرش آن جامعه مربوط دانست.
وام گرفتم از نوشته ای از نوشته های قبلم در اینجا
حصر خودیت
زندانی به دور خود
آتلی به نام مطلق
دوشتبه 1387/11/14
m3hr.DAD
من انسانم. رشد می کنم. اشتباه می کنم. درست می گویم و اشتباه می روم. بر می گردم و شاید نه. تو انسانی. رشد می کنی. درست می گویی. اشتباه می روی. بر می گردی و شاید....
.
سو. این سو و آن سو. رنگ. این رنگ و آن رنگ. این. آن. یا. یا
.
نرمش، انعطاف به نفع منطق و تغییر به سوی خیر از مواردی ست که عمل بدان باعث رشد و پیشرفت خواهد بود. اینکه تعریفی کاملا محدود از خیر داشته باشیم و این مدول را که کاملا بنا بر مختصات ماست، به جمع تعمیم دهیم و جمع نیز آن را پذیرفته و بدان عمل کند، نشر مطلق گرایی ست و رد حق به نفع عقیده یا منفعت شخص یا گروه و طیفی خاص.
.
یک مکتب، دین و یا یک پیروی سر سپرده و در کل اعتقاد به یک ایدئولوژی می تواند آدمی را در محدوده ای قرار دهد که حتی با ملاحظه و اشراف به اینکه نقد بر آن وارد است، باز نیز بر آن باشد و اینگونه توجیه کند که، برای رسیدن به مقصدی دیگر است که این می کنم. و یا اینکه کسی، دیدگاهی و یا عقیده ای، او را بر ین امر وا می دارد.
.
مرز بندی بین خیر و شر، خوب و بد، حق و باطل و چین دیدگاهی همیشه جبهه ی خودی را در طرف اول و در حال حمله و یا دفاع در قبال دیگری قرار می دهد.
.
شاید در این نوع رفتار و دید، بسیاری از کارها در جهت خیر، صلاح و آرامش انسان انجام پذیرد، اما چیزی که مشخص است اینکه به یقین بسیاری موارد هم در خلاف چنین موردی و در مقابل اومانیسم قرار دارد و آنجا هم که در چنین جهتی حرکت می کند شاید بنا بر مصلحت اندیشی نیست و همان ایدئولوژیست که تعیین کنندست.
.
در بسیاری موارد نیز وجود دارد دیدگاه هایی که با قبول چند مورد از یک پدیده و یا عامل تمام موارد آن مورد قبول قرار می گیرد و در سویی دیگر نقض و رد چند مورد خاص دلیل بر مردود بودن، موضوع دیگر باشد. بسیار مثال های عینی و حاضر در این باب وجود دارد و شاید یکی از نزدیک ترین موارد آن، بررسی موارد اجتماعی انقلاب بزرگ ایران که در روزهای سالگرد آن قرار داریم، باشد. بسیار می بینیم که با چه دیدگاه هایی به دفاع از انقلاب و یا رد آن می پردازند. گاهی آنقدر آن را پر و بال می دهیم و بدون پرده به نبرد حق و باطل نسبت می دهیم و گاهی نیز آنگونه می کوبیم و حکومت قبلش را معصومی مظلوم و زیاد از لیاقت می خوانیم. و بسیار ازین دست...
.
اینکه خود را در غالبی محدود و بدون آزادی فکرو عمل قرار می دهیم و فضای اندیشیدن و چاره اندیشی و پیشرفت را برای خود محدود کنیم، تجربه ایست که بیشتر ما یا در آن قرار گرفته و یا به وضوح در اطراف خود دیده ایم.
.
هم زیستی در چنین حالتی برای دو طیف مختلف فکری و عقیدتی بسیار سخت و نفس گیر است. چراکه هر یک، خود را ایستاده و دیگری را نشسته می بینند. از نشست به ایست و ایست به نشست، حالتی تعریف نشده به خم. که هر تغییر برای این دو غیرممکن وامکانش شکست و خـُردی ست.
.
خلاصه ی مطلب اینکه خود را در محدوده ای محصور نکنیم که اگر هم جایی حق را دیدیم باز با همین دید به دفاع قبل بپردازیم. خوب زندگی کنیم و لایق.
.
.
.
کاش تمدن و سنت و مدرن هم در نزد ما، از مطلق فرار و نرمش می کردند، این سه.
به امید آگاهی
به امید روشنی
...................................................................
یکی از ما
تمام ما
...................................................................
یا حق و با حق
m3hr.DAD