ستادهای بزرگ، بزرگ های ستاد
با بزرگان و عزیزان بزرگواری که برای دغدغه هاشان این روزها چشم کمتر بر هم می نهند، که شاید بیشتر چون منی را آگاه کنند و تشویق برای حضور در رقم زدن سرنوشت خویش.
مهرداد قربانی
mehr.ghorbani@yahoo.com
18/2/1388
از ساعت نوشته شدن این مطلب تا دهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری در ایران، سی و سه روز و یک نیمروز باقی ست. این در حالی ست که هر روز و نیمروز و ساعت و دقیقه بیشتر به این موضوع ایمان می آوریم که چقدر زمان زود می گذرد.
خواه و ناخواه به سرعت به سوی انتخابات نزدیک می شویم وهر روز بیشتر در عجبیم که چه خاموش و مظلوم این روزها می گذرد. سکوت رسانه های دولتی در این انتخابات از شاخصه های متمایز آن است که این بار اعتراض حامیان و حتی خود کاندیداهای جناح رقیب دولت حاضر را به همراه داشته و دارد. سکوتی که به نظر بسیاری از تحلیل گران برنامه ای تدوین شده است، برای دورنگاه داشتن طیف خاصی از افراد جامعه از صحنه ی انتخابات. طیفی از جامعه که به علت قرار گرفتن در معرض بسیار اجحافات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و... از سوی دولت، نسبت به حضور در صحنه ی انتخابات از خود بی رقبتی نشان می دهند. طیفی که در صورت حضور، به حتم رایشان نیز در سبد اجحاف کار نخواهد بود. اگر دولت تصمیم به تشویق این شهروندانِ بی میل، به حضور در انتخابات می داشت می بایست به واقع وقت بیشتری صرف و برنامه های مناسبی را تدبیر می کرد. حال اینکه در صورت حضور چنین شهروندانی در انتخابات، احتمال فروان وجود دارد که نتیجه ی انتخابات به نفع دولت حاضر نباشد. این در حالی ست که برنامه های انتخاباتی و شوری که رسانه های ملی و دولتی در بازه ای کوتاه پیش می گیرند، محدود به گروهی خاص می باشد که این گونه برنامه ها، نتیجه ی دلخواه برنامه ریزان را برایشان به ارمغان دارد. برنامه هایی که با تحریک احساسات پاک و میهن پرستانه ی این گروه ها، به هر طریقی _ولو خوش نمایی و یا دماگوژیسم رسانه ای_ ایشان را برای حضور در صحنه و به تبع آن رای دادن به همان برنامه های خوش رنگ و زود بازده مجاب می کند.
پس برای برنامه ریزان و در افکار ایشان چه نیک که به همین طریق برنامه ریزی شود و آنان که رای شان برای ایشان نیست، خاموش و آنان که می توان رای شان را به سوی خویش (دولت حاضر) هدایت کنند در انتخابات حاضر شوند. و ای عجب ازین تدبیر.
حال با وجود این اجحافات که درد در سینه ها پدیدار می کند، ما هستیم، انتخابات و روزهایی در سراشیبی.
ستادهای انتخاباتی جناب مهندس میرحسین موسوی با هدف رقابت سالم برای پیروزی در انتخابات خرداد هشتاد و هشت و در جهت پرشور کردن حضور مردم در عرصه ی انتخابات در حال فعالیت هستند. و اعتقاد بر این است که اگر حضور حداکثری مردم را در انتخابات شاهد باشیم نتیجه همان مطلوب ِ پیش فرض خواهد بود.
با توجه به موارد مذکور و با اشاره ی مجدد به مظلومیت رسانه ای کاندیدای اصلاح طلبان جناب مهندس میرحسین موسوی، می بایست سعی شود تا از تمام پتانسیل های موجود به بهترین نحو ممکن استفاده گردد. با توجه وضعیت کمی آمار جوانان و البته با توجه به درک و شعور سیاسی نسل حاضر و پتانسیل های ایشان، انتظار می رفت و می رود که ازین نیروی موج خیز بتوان به مراتب بهتر و البته در جهت خواست خود ایشان یعنی پیروزی در عرصه ی حاضر استفاده گردد. چنین نیروهای خود جوشی به مراتب با انگیزه تر از دیگر موارد می توانند مفید فایده باشند، چراکه دلیل حضورشان دغدغه ای ست برای رسیدن به هدفی که تحقق آن پاداش تمام زحماتشان است. که بسیار هم در چند سال اخیر تلاش ها بدون تحقق نهایت دلخواه بوده و بازهم جوانان و مردمان شریف حاضرند.
ستادهای انتخاباتی میرحسین با هدفی مقدس و مشترک و تلاشی گسترده در حال فعالیت هستند. اما نباید فراموش کرد که ایشان در استفاده ی مفید ازین نیروها توفیق کامل یا نسبتا کامل نداشته است. این در حالی ست که در این ستادها برنامه های بسیار خوب و به حق علمی و برنامه ریزی شده ای برای استفاده ازین بزرگواران وجود دارد و در حال انجام است. اما باید گفت که این برنامه ها در عمل آن نتیجه ی مطلوب و مفروض و حتی نزدیک بدان را نداشته است. چراکه به نظر می رسد عاملان اجرایی این برنامه ها به اندازه ی کافی و یا از لحاظ کیفی در حد مطلوب وجود ندارند و بیشتر تئوری هایی در دست است که گر عملی گردد بسیار نتیجه ی خیر در پیش خواهد داشت.
وجود سایت ها، برنامه ها و تئوری های بسیار متنوع که در حمایت از جناب میرحسین در ستاد های انتخاباتی که با نام ایشان در حال فعالیت و برنامه ریزی هستند، نوید بسیار خجسته ای ست که نماد تخصص حامیان است و این بر شأن طیف حامی میرحسین می افزاید. اما همین تکثر و وجود شاخه های بسیار این ذهنیت را به وجود می آورد که به ازای هر گروه کوچکی شاخه ای ایجاد و سعی شده هر شخص سرشاخه ای باشد و خود برنامه ریز کار خود. صد البته که این چنین نیست و برنامه ی کلی و برنامه های زمان بندی در ستادها با زحمت دوستان، برادران و خواهران زحمت کش و بزرگوار در حال انجام و پیگیری ست. اما نباید فراموش کرد که به حتم می توان ازین پتانسیل و استعداد بسیار بیش از اینکه هست بهره برد. چراکه واقعا تحسین برانگیز است هر ستاد بودن هر شخص و تحقق سخن میرحسین. بنا به گفته ی ایشان هر شخص می تواند یک ستاد باشد و می بینیم که در جهتی دیگر نیز بزرگواران نشان دادند که هرکدام پتانسیل یک ستاد بزرگ را دارا هستند. در تبیین کلام میرحسین که از برنامه های بسیار ارزنده ی ستادهای انتخاباتی ایشان است، تحقق همین امر نیز می تواند از برنامه های بسیار گرانبها باشد که هست. هر شهروند خود ستادی به گستره ی هر ستاد بزرگ باشد و هر مراجعه ای به هر شخص-ستاد، خود ستادی نو در دیگری برپا کند.
در انتها لازم به ذکر است بسیاری از برنامه های مفید و علمی در ستادهای ایشان در حال اجرا و پیگیری ست و نوشته ی پیش رو بیشتر دغدغه ای ست برای رسیدن به مطلوبِ یکی از ما تمام ما.