تبليغاتX
و اما مهر - m3hr_لااقل، نام خود را باش
و این وصیت من، قلمم و قلم .-._.-. آزادي را اگر نفس نشاید اما جستجویش را آري، شاید

لااقل، نام خود را باش

مهرداد قربانی

7/3/1388

mehr.ghorbani@yahoo.com

.

ایرانی، ایرانی باش

ای ایرانی لااقل، نام خود را باش

وای از آن روزی که دانایان به انتظار تصمیم دیگران نشینند برای تکلیف بعدشان.

 

انتخابات از نزدیک هم پیش تر آمده. چه روزها زود در گذرست و من از نشستن غمگین. چه اندیشه ها و چه شورها در سر و دل دارم. و گاهی حسی عجیب. ترسی ازین نیست که کاندیدای مورد قبولم رأی نیاورد، بل اینکه دغدغه ام این ست که آنان که خود را فرهیخته می دانند و آنان که جامعه فرهیخته نامیده اندشان و آنان که باید نخبه گرایی کنند، گوشه ی انزوا را انتخاب کنند و انتخاباتی را از آن زاویه ببینند که اقلیتی سرنوشت تمام را رقم بزنند.

 

چرا رأی آنها بر ما غالب شود که گر شما بیائید حتی قابل قیاس هم نیستند؟

من از تو گلایه دارم. از تویی که خود را دلسوز می دانی. از تویی که خود فخر می فروشی که فرهیخته ای. این برچسب روشنفکری از کدامین روز با خانه نشینی بر تو چسباندند. که ها این برچسب ها چاپ کرده اند و نشر؟ هرچه نام زیبای روشنفکری را دوست می دارم و می خواهم که بر من باشد، باز نمی توانم اصولی که  بر آن گذارده اید را پایبند باشم. شاید این فکرم تارست و دود. نمی توانم بی تفاوت گردم تا نام روشفکر بر من آویزند.

 

روز انتخابات در خانه نشینم و آنها ندامت کنم که آرمان هایم بر نمی تابند؟؟؟؟؟ فردایش و فرداهایش خود ندامت نخواهم کرد از کرده ام؟ آن فردایی را می گویم که باز او که بر مسندست دورترین است به آرمان ها. آن فردایی که خیابان ها خلوت خواهد بود اکثریت در خانه اند و اقلیتی در کوچه و خیابان ها جشن پیروزی را گرفته اند. آن فردایی را می گویم که از هر جایگاه ِ سخنی فریاد ِ "این است کشور ما" و "این است خواستگاه ما" به گوش می رسد. اما آیا آن خواست ماست و آن کشور ماست که می نمایانند و او که گوینده ست واقعا نماینده ی من و تو؟

 

به که خواهی گفت که تو نیامدی و دیگری او را انتخاب کرد؟ که می شنود این را؟ نـــــــــــــــــــــــــــه. بدان که اوست که فردا تو را به آنگونه که نمی خواهی در همه جا و بین همگان نمایش خواهد داد. فریاد بر می آوری "ایرانی ام"؟؟ کدامین ایران؟؟ آنکه تویی یا آنکه او نمایش می دهد؟؟ ایران برای تمام ماست و یا ایرانمان برای آنهاست؟

 

بیا هموطنم. بیا و این بار همراه شو. بیا که آنچه گفتم درد ِ تو نیز هست و درد ما نیز هم. بیا که همراه گردیم و درمانگر باشیم. بیا و بدان و بفهمان به اوها که ایران برای تمام ماست. ایران برای تمام ایرانیان. یکی از ما تمام ما.

 

خم اما نه شکسته. خم است این قامت اما نشکسته. به امید قامتی استوار.

سبز می گردم تا در این حادثه سبز گردد قامت مان. یکی از ما تمام ما.

 

 

 

برای دیدن مطلب "اعدم های 67 و استعفای موسوی" لطفا اینجا کلیک کنید

 

 

لطفا بلاگ خلاصه ی نان "تازه_نفت داغ" رو هم در اینجا بخونید

+[لینک پست] نوشته شده در  جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 0:27 قبل از ظهر  توسط مهرداد قربانی  | 


مـــــــهــــــر را از دیده دل بین و دیده دل را از روی مـــــــهــــــر باز کن