تبليغاتX
و اما مهر - m3hr_ سالگرد شهادت رجایی-تابستان در انفجار-چرا لقمه بر سر چون هاله می گردانید؟
و این وصیت من، قلمم و قلم .-._.-. آزادي را اگر نفس نشاید اما جستجویش را آري، شاید

 

آزاد نیستم. اما آزاد می نویسم.

آزاد نیستم. اما آزاد را می نویسم.

آزاد نیستم. اما می نوسیم، آزاد.

مهرداد قربانی

Mehr.Ghorbani@yahoo.com

هی؛ چرا لقمه بر سر چون هاله می گردانید؟

تابستان در انفجار

8/6/1388 سالگرد هشتم شهریور ماه شصت

 

 می شنوم. آرمان ها، مبانی و  ارزش ها

می شنوم آرمان ها و مبانی و ارزش های انقلاب. و این طرف تر و این روزتر، می شنوم از واپس آن کلمه ای در پسوند و پیش؛ به نام و معنی انحراف.

 

آقایان اقتدار؛ روراست باشید همچو آنچه به نام راست پشتش پنهانید. چی می خواهید؟ شما که در تلاشید تمام را مصادره کنید. خوب قصد خویش گوئید و روراست باشید. دیگر چرا لقمه بر سر چون هاله می گردانید؟ آقا جان، انقلاب ما همین است. راه انقلاب ما، اندیشه ی زیر بنای انقلاب ما، بزرگان انقلاب ما، آرمان های انقلاب ما، مبانی انقلاب ما و ارزش های انقلاب ما همین ست که می بینید و اگر هم تحریفی در آن شکل گرفته، این تحریف به سوی شما بوده ست.

 

حال چرا فریاد راه امام-اندیشه ی امام بر می آورید؟ کدام راه امام؟ همان که گلچینِ کلامی ست برای توجیه راه شما؟ و یا همان اندیشه ی واقعی او؟ اینان که منحرف می خوانیدشان، پیروان راه همان امامند؟ همانان را می گویم که نام و جایگاه شان را در مصادره دارید. آیا حتما باید شهید می شدند که در امتداد آن راه حرکت می کردند؟ پس آیا شکر، که گر شهیدان ادامه ی حیات دنیوی داشتند در برابرتان ملحد نام می گرفتند؟ هیهات هیهـــــــــــــــات

 

 های ای آقایان اقتدار و اصل تحریف، انقلاب یعنی ایران، انقلاب یعنی اسلام، انقلاب یعنی جمهوریت و انقلاب یعنی مردم و تمام مردم ایران. جزیره ی به آب مانده ی فکریتان را تمام ایران ننامید.

 

به من بگوئید، شما که الوانکارید به طرح جرم و نگاشت سرنوشت، اگر بهشتی ها، رجایی ها، باهنرها و اینچنین یاران انقلاب بودند، امروز چه اتهام براشان طرح داشتید و چه سرنوشتی نگاشته؟ عزلت نشین شان می کردید یا زندان به دوش؟ شاید هم مدهوش مدهوش.

 

های ای آقایان اقتدار، پس از 8 شهریور تمام کشمیری ها رفتند؟ از آن همه کشمیری کسی در میان نماند؟ این کشمیری ها امروز کدامین مان هستیم؟ اوها بمب با خود جابجا می کردند اما امروز شمائید که انفجارتان مهیب تر از بمب است. آنان یاران انقلاب شهید می کردند. حال شما تمام آن انقلاب را مفقود می کنید و در خفا شهید خواهید کرد.

 

بترسید از آتشی که خود نیز بدان خواهید سوخت. و شاید اگر ترسی ندارید، انتهایی را می بینید در توهم. پس بدانید که گر ظلم کنید که انتها آید، آن خاتم دنیا در صف ظالمان نخواهد بود.

 

پـ.نـ: مسعود کشمیری از نیروهای منافقین بود که در سیستم نفوذ می کند و به پست های مهمی می رسد. او عامل بمب گذاری و انفجار جلسه شوراي عالي امنيت ملي در روز 8 شهريور 1360 در دفتر نخست وزیری ست که در همان روز از ایران خارج می شود. در باره ی او و اتهاماتی که در ادامه و به خصوص این روز ها به شخصیت های انقلاب می زند، مطلب بلندی نوشتم که در روزهای آینده احتمالا در همین وبلاگ ثبت کنم. که البته نیاز به انعکاس دارد چراکه اقتدارگرایان در این باب بسیار مانور و شایعه پراکنی کرده اند.

به امید روشنی

+[لینک پست] نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 0:39 قبل از ظهر  توسط مهرداد قربانی  | 


مـــــــهــــــر را از دیده دل بین و دیده دل را از روی مـــــــهــــــر باز کن