تبليغاتX
و اما مهر - m3hr_ هی پارلمان نشین؛ می توانستی نماینده مردم باشی. اگرچه انتخاب مردم نبودی
و این وصیت من، قلمم و قلم .-._.-. آزادي را اگر نفس نشاید اما جستجویش را آري، شاید

 

 

هی پارلمان نشین؛ می توانستی نماینده مردم باشی.

مهرداد قربانی

Mehr.Ghorbani@yahoo.com

13/6/1388

 

 

پارلمان نشین؛

از انتخاب و انتصابت نمی گویم. از رقیبان انتخاتی ات نمی گویم. از آن زمان نمی گویم که آنانی را که نمایندگی مردم را کردند، وطن فروش نامیدند. از آنان نمی گویم که انتخاب مردم بودند اما انتخاب انتصابگران شما نبودند. آن زمانی را نمی گویم که انتخاب اصلی مردم در پشت دروازه ی استصواب باقی ماند و آنگاه فرش ورود بر زیر پای شما پهن گردید. از آن جایگاه که تکیه کرده ای نمی گویم و از قدمتش و هزینه ها که برایش شد. از هزاران بغض بر گلوی ایران و ایرانی نمی گویم. فقط و فقط این را گویم که قسم بر چه و از چه و در کدامین پیشگاه یاد کردی؟

گرچه انتخاب مردم نبودی، اما می توانستی نقش نماینده را بازی کنی.

و چه بزمی برگزار کردید به آنجا که جایگاه نمایندگان مردم بود. و چه بر خون ها و جان های ولی نعمتانتان خندیدید. اگر نمی دانی که انتخاب مردم چه بود، اگر نمی دانی که نامزدان اصلی که بودند، اگر نمی دانی که بر جایگاه که ها تکیه کرده ای، اما قسمی را که یاد کردی را که به یاد داری. نداری؟  مگر این تو نبودی [؟] که گفتی:

 

"بسم‏الله‏الرحمن‏الرحیم

من در برابر قرآن مجید، به خدای قادر متعال سوگند یاد می‌کنم و با تکیه بر شرف انسانی خویش تعهد می‌نمایم که پاسدار حریم اسلام و نگاهبان دستاوردهای انقلاب اسلامی ملت ایران و مبانی جمهوری اسلامی باشم، ودیعه‏ای را که ملت به ما سپرده به عنوان امینی عادل پاسداری کنم و در انجام وظایف وکالت، امانت و تقوی را رعایت نمایم و همواره به استقلال و اعتلای کشور و حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم پایبند باشم، از قانون اساسی دفاع کنم و در گفته‏ها و نوشته‏ها و اظهارنظرها، استقلال کشور و آزادی مردم و تأمین مصالح آنها را مد نظر داشته باشم."

متن سوگندنامه نمایندگان برگزیده مجلس که باید در صحن مجلس ادا کنند

 

قسم می دانی چیست؟ شرف انسانی چه؟ ملت و امانت مردم را چه؟ وکیل و امانت دار عادل را می دانی؟ حق مردم را می دانی؟ افتخار به خدمتگزاری شنیده ای؟ تا به حال به ایران، آزادی ایران و مردمش و مصالح آنان اندیشیده ای و یا به نتیجه ای درش رسیده ای؟

فریاد می دانی چیست؟ خواست اکثریت شنیده ای؟ تیکه بر رأی مردم شنیده ای؟ اشک و خون و بغض و دود و درد و ماتم دیده ای؟ داغ جگرگوشگان لمس کرده ای؟ خون بر سنگ فرش های خیابان دیده ای؟ مشت بر دست جوانان دیده ای؟ فریاد مردم را شنیده ای؟ پس تو نماینده ی کدامین مردمی ای پارلمان نشین. پس آن همه خون و فریاد و اعتراض «ملت و مردم» په شد؟  نمازت را قضا کن ای فلانی. که غصب ست و حرام ست جانمازت. 

+[لینک پست] نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 1:58 بعد از ظهر  توسط مهرداد قربانی  | 


مـــــــهــــــر را از دیده دل بین و دیده دل را از روی مـــــــهــــــر باز کن